مطالعات

سرمايه انسانى در احواز

جهان نفت رو به افول است و تکنولوژیهای جدید که زمینه را برای مولفه های اقتصادی جدید مهیا نموده است بیشتر با دو رویکرد انرژی های تجدید پذیر و حفظ محیط زیست سعی می کند تا رشد اقتصادی را نه در درآمدهای کلان نفتی بلکه در رشد منابع انسانی و حفظ محیط زیست بجویند كه در نتيجه رشد منابع انسانی به شکوفا شدن فناوری های جدید، و حفظ محیط زیست به کاهش هزینه های فرسایشی جامعه منجر گردیده که در نهایت به جامعه ای با منابع انسانی پویا و محیط زیستی سالم منتهی می شود که بصورتی افزایشی رشد اقتصادی را باعث می گردد. لذا از این منظر، بحث منابع غیرنفتی احواز جلوه ای ویژه پیدا می کنند.

تعریف و مفهوم سرمایه انسانی

در دهه های اخیر، بسیاری از نظام های اجتماعی به اهمیت رشد انسان در جهت رشد جامعه واقف گردیدند و از نظر آنها “انسانها منابع جدید مولد ثروت هستند، مشروط بر اینکه سرمایه ی انسـانی بـه حسـاب آیند. مفهوم سرمایه ی انسانی ناظر بر بدین واقعیت است که انسانها در خـود سـرمایه گـذاری میکنند. این کار به کمک ابزارهایی چون آموزش، کارآموزی یا فعالیتهایی کـه بـازده آتـی فرد را از طریق افزایش درآمد مادام العمرش بالا میبرد صورت میگیرد.” (صنوبری، 2010)

تئودر شولتز و گری بکر دو تن از اقتصـاد دانـان معاصـر هسـتند کـه تئوری سرمایه ی انسانی را از مراحل کلاسیک و ابتدایی خود بـه حالـت پیشـرفته و تحلیلـی امروزی ارائه نمودند. آنها نشان داده اند که سـرمایه ی انسـانی نـه تنهـا از طریـق تـراکم و انباشت آموزش بلکه از راههای بیشمار دیگر نیز به وجود میآید. لـیکن متـداولتـرین انـواع سرمایه گذاری در سرمایه انسانی، موارد زیر به حساب می آیند:

  • دبستان، راهنمایی، دبیرستان، مدارس فنی و حرفهای و تحصیلات عالی؛
  • آموزشهای قبل از مدرسه؛
  • آموزشهای بعد از دانشگاه و فارغ التحصیلی؛
  • مهاجرت برای مشاغل و درآمدهای بالاتر؛
  • مراقبت از تندرستی و بهداشت عمومی؛
  • به دست آوردن اطلاعات کافی از عرضه و تقاضای کار و خدمات. (صنوبری، 2010)

با نگاهی به لیست بالا و مقایسه آن با امکانات آموزشی برای جامعه انسانی احوازی می توان به عمق فقر آموزشی آن پی برد، فقری که در نهایت به آسیب های اجتماعی و در نهایت سقوط آن منجر می گردد. سیاسی انگاری بعد آموزشی در احواز توسط نظام با هدف ضعیف نگاه داشتن جامعه انسانی، را به شهود می توان در روستاها و شهرهای احواز لمس نمود. نبود مدارس کافی، نبود معلم، نبود امکانات آموزشی، رها کردن بعد آموزشی و تاکید بر مباحث ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، در خالی كردن بدنه جامعه احواز از سرمایه ای انسانی تاثیر عمده ای دارد.

سرمایه انسانی و اهمیت آن در پیشرفت جوامع

سرمايه انسانی و بهره ورى انسانی از طريق دانش و مهارت های به دست آمده از آموزش و تجربه تحقق می يابد و توسط يك محيط توانمند تسهيل مى يابد. سرمایه انسانی می تواند به عنوان عامل نامحسوس فرآیند تولید تعریف شود که موجب مهارت و شایستگی انسان در تولید و ارائه کالاها و خدمات می شود. پالایش نگرش  وهر چیزی که به بهبود بهره وری انسان كمك مي كند بخشی جدایی ناپذیر از سرمایه انسانی هر ملت است. سرمايه انسانى عبارت است از ويژگيها و توانائيهاي شخصيتى يك ملت است كه در توليد ارزش اقتصادى به كار مى رود. اين توانائيها تابع يك فرآيند پرورشى مي باشد كه توسط يك سيستم آموزشى و پرورشى سيستماتيك به ثمر مى نشيند.  وضعیت سرمایه انسانی هر کشوری مستقیما با شاخص های اقتصادی و اجتماعی مانند تولید ناخالص داخلی، درآمد سرانه، امید به زندگی، سطح آموزش، سطح صنعتی شدن و کیفیت سطوح زیربنایی اقتصاد رابطه مستقیم دارد. سرمایه انسانی به طور مستقیم به رشد اقتصادی مرتبط است. اهميت سرمايه انسانى براى جوامع را مى توان با اندازه گيرى ميزان سرمايه كذارى دولتها در آموزش و پرورش سنجيد. به عنوان مثال برخى از كشورها تحصيلات عالى را به صورت رايگان ارائه مى كنند و برخى ديكر با ارائه كمك هزينه هاى تحصيلى و يا اعطاى وام هاى كم بهره جوانان را به سوى تحصيل هدايت مى كنند. “اتحادیه جهانی اقتصادی در گزارش سرمایه انسانی سالانه خود می گوید که نیروی خلاق و کارآمد، بیشتر به موفقیت اقتصادی طولانی مدت یک ملت کمک می کند تا تقریبا هر منبع دیگر”. (Bruce, 2016)

منابع انسانی احواز

در عصر جهانی شدن و پیشرفت سریع فن آوری، سرمایه ی انسانی به عنوان مهمترین سرمایه جوامع شناخته می شود و مهمترین عامل رشد پایدار جوامع محسوب می شود. سرمایه انسانی به عنوان عاملی اساسی در پیشرفت یا پسرفت جوامع، نقش تعیین کننده ای در آینده ی احواز خواهد داشت. رژیم های حاکم بر ایران همواره کوشیده اند تا مانع رشد عامل انسانی در احواز شوند، تا علاوه بر عقب نگه داشتن جامعه، همچنین زمینه لازم برای انتقال عامل انسانی آموزش دیده ی غیربومی به منطقه فراهم گردد. رژیم ایران، با گذاشتن موانع بر راه رشد عامل انسانی در احواز زمینه های بیسوادی، بیکاری، فقر را فراهم نموده اند تا بدين طريق سقوط جامعه انسانی احواز را رقم زنند. بر اساس گزارش وبسایت عصر ایران، بسیاری از دانش آموزان و به خصوص دختران احوازی به دلیل کمبود مدرسه و عدم اعزام معلم از سوی دولت، مجبور به ترک تحصیل می شوند. “تعداد زیادی از دختران در روستاهای خوزستان به دلایل عدم اعزام معلم از سوی وزارت آموزش و پرورش، از تحصیل باز می مانند. ” (خبرگزاری عصر ایران، 2016)

موانع رشد در جامعه انسانی احواز

در زمينه رشد منابع انسانى، جامعه احواز با چالش هاى عمده اى روبرو است كه از جمله اين چالش ها مى توان به موارد زير اشاره نمود:

١.فرار از تحصيل در ميان دانش آموزان احوازى:

فرار از تحصيل عوامل عديده اى دارد از جمله مى توان به عدم تحصيل به زبان مادرى و فقر اشاره نمود. كه در هر دو مورد حكومت هاى ايرانى به شكلى سيستماتيك بر گسترش آن در احواز كوشيده اند. فرار از مدرسه خود به عواقب عديده ديگرى همانند اعتياد، بزهكارى و بسيارى ديگر از آسيب هاى اجتماعى منجر شود كه بر اساس آمارهاى رسمي ايران، احواز از نظر آسيب هاى اجتماعى در رده بالاى جدول است. روزبه کردونی، مدیر کل دفتر آسیب های اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با اشاره به اینکه خوزستان (شمال احواز) در زمره پنج استان اول کشور در زمینه آسیب های اجتماعی مربوط به کودکان است عنوان کرد: کودکان در معرض آسیب های اجتماعی استان های خوزستان، کرمان، آذربایجان غربی، سیستان و بلوچستان و تهران در حوزه حمایت اجتماعى به صورت ویژه حمایت می شوند.” (شبستان، ٢٠١٦) البته اين ادعاى حمايت چيزى غير از انحراف افكار جامعه از عوامل اصلى نيست تا در پناه اين تحريف، عاملان اصلى آزادى عمل تخريب زيرساخت جامعه احوازى را داشته باشند. 

٢.وابستكى جامعه احوازى به نيروى متخصص مهاجر و غيربومى:

حكومتهاى ايرانى همواره كوشيده اند تا از عامل نيروي انسانى به عنوان اهرم تغيير بافت جمعيتى بهره ببرد، لذا با گسيل نيروی غيربومى و با اين بهانه كه نيروى متخصص بومى براى مشاغل مورد نظر وجود ندارد به شكلى جدى جامعه انسانى احواز را از رشد بازداشته اند. حكومت ايران آنچنان تمام توان خود را رد جهت پياده سازى اين مساله به كار گرفت كه حتى صداى نيروهاى خودى از جمله نماينده هاى احواز در مجلس شوراى اسلامى و مجلس خبرگان را درآورد. (جنوبگان، ٢٠١٥)

٣. ديد امنيتى حكومت به همه حوزه هاى اجتماعى و فرهنگى در احواز

ديد امنيتى ساختار توسعه اى جامعه احوازى را تحت تاثير قرار داده است و از آن جامعه اى باحداقل بسترهاى لازم جهت رشد إيجاد كرده است. توسعه سرمایه انسانی به معنی ایجاد تعادل مناسب و ایجاد محیط مناسب برای همه افراد است که به طور کامل مشغول به کار شوند.  این موضوع شامل ایجاد فرصت هایی برای همه شهروندان است و حذف يك جامعه انسانى به بهانه هاي امنيتى نتيجه اى جز يك بحران انسانى نخواهد بود. در احواز تمام قوانين موجود براى تقويت زیرساخت های حمایت و توسعه آموزش و پرورش، بهداشت و سیستم های اجتماعی با گذر از فيلتر امنيتى به يك “ضد قانون” و يا “ضد ارزش” تبديل خواهد شد و نتيجه اش تفكيك جامعه انسانى احواز خواهد بود.

٤.ساختار قبيله اى جامعه احوازى و چالش حقوق زنان

زنان به تعبيرى نصف جمعيت يك جامعه را تشكيل مى دهند و محروم نمودن آنها از فعاليتهاى اجتماعى به معنى حذف نصف پتانسيل اجتماعى است كه اين مى تواند زيرساختهاى توسعه اى يك جامعه را با مشكلات عديده روبرو كند. پتانسيل اجتماعى زنان در جامعه احوازى با دو مانع عمده جهت شكوفا شدن روبروست. عامل استعمار و عامل ساختار قبيله اى در جامعه سنتى احواز كه اين دومى خود با مكانيزم هاى اولى از تجديد شدن دور ماند تا براي هميشه جامعه احوازى را به عنوان مجموعه اى از قبايل و عشاير معرفى كند. محروميت هاى مضاعف زنان احوازى، در زير سلطه سياه استبداد باعث شده است تا حداقل در نزديك مدت اميدى به شكوفايى اين بتانسيل اجتماعى نباشد و به عنوان يك چالش جدى در مسير شكوفايى منابع انسانى جامعه احوازى به شمار آيد.      

٥. فقر ناشي از چپاول سيستماتيك منابع احواز

سياست چپاولگرى حكومتهاى ايرانى در سرزمين احواز، فقر سيستماتيكى را براى جامعه احوازى رقم زده است كه به عنوان عاملى اساسى در سركوب منابع انسانى احواز به شمار مى رود. پروفسور برايانت مايرز عقيده دارد كه با فقر، جامعه انسانى شكوفا نمي شود و اظهار مى كند: ” کودکانِ بدون داشتن غذای مناسب برای خوردن، نبود مدرسه برای تحصيل، وجود آب آشامیدنی آلوده که باعث بیماری آنها می شود، و فرصت های شغلی كم، كودكاني هستند كه به جاى تبديل شدن به توانايى بالقوه براى شكوفايى، خود مطمئنا به جزئى از مشكل تبديل مى شوند.” (Myers, 2010) البته برخى كارشناسان توسعه انسانى بر اين عقيده اند كه فقر تنها به غذا و آب منتهى نمى شود بلكه گستره اى وراى خوراك و پوشاك و حتى تحصيل است.  بر اين اساس در احواز، آنهايى كه آب و غذا كافى براي خوردن دارند و ثروث كافى براى تحصيل، باز هم طبق نظر اين كارشناسان در طبقه فقير جاى مي گيرند جرا كه در جامعه خود صدايى ندارند و فضايى براى شكوفا شدن نمى يابند.

تحقیقاتی در سال ٢٠٠٠ با ابتكار بانک جهانی و با عنوان “صداهای فقیر”  (The Voices of Poor) و با تلاش بي سابقه اى در هزاره اخير جهت شناخت فقر تهیه شده است كه ٦٠ هزار زن و مرد فقیر از ٦٠ کشور را مورد بررسی قرار داد. محققان به این باورند که “افراد فقیر، کارشناسان واقعی فقر هستند” لذا آنها را با پرسش هايى همانند: تعريف شما از یک زندگی خوب و یک زندگی بد چیست؟ اولویت های مردم فقیر چیست؟ طبیعت و کیفیت تعاملات فقرا با نهادهای دولتی، بازار و جامعه مدنی چیست؟ چطور روابط جنسیتی و اجتماعی شان در طول زمان تغییر کرده است؟ از بررسى باسخ ها آنها به اين نتيجه رسيدند که فقر چندوجهى و پیچیده است و شامل عناصری فراتر از فقدان مواد غذایی، پناهگاه و آموزش است. نتایج نشان می دهد كه فقر حقيقى شامل مواردى از قيبل بی صدايى (Voicelessness)، فاقد قدرت(Powerlessness)، ناامنی (Insecurity) و تحقیر (Humiliation) مى باشد. (Deepa, 2000)  بر اين اساس، فقر در جامعه احوازى ماوراى اعداد و ارقام رسمى است و ملت بي صداى فاقد قدرت تحقير شده در طول ساليان سال قطعا نمى تواند به مسير شكوفايى سرمايه انسانى قدم بردارد.

٦. قلع و قمع جنبش هاى خودجوش اجتماعى مستقل از نگاه بنيادگرايانه حكومت

حكومت جمهورى اسلامى و قبل از آن پهلوى به طور همزمان مكانيسم هاى عديده اى را براى شالوده شكنى جامعه احوازى به كار برده اند. در كنار فقر سيستماتيك، محروميت هاي اجتماعى و سياسى و تغيير بافت جمعيتى، همواره با إيجاد تصويرى خودساخته از جامعه احوازى به مبارزه با هر گونه تصوير ديگرى كه بكوشد تصوير حكومتى را تحت تاثير قرار دهد، پرداخته اند. اخيرا حكومت ايران مي كوشد تا تصوير جامعه احوازى را به عنوان اعراب ايرانى مذهبى متعصب و عقب مانده قبيله گرا كه به عنوان پس مانده هايى از قبايلى كه سالها قبل به سرزمين احواز مهاجرت نمودند كه بخت با آنها يار شد و توانستند زبان خود را به دست خود و بدون هر گونه پشتوانه اى حفظ كنند، معرفى كند. اين تعريف و تصوير تحقيرآميز، عقب مانده و تندروگرايانه فرهنكي و مذهبى توسط سيستم محلى همانند تلويزيونهاى جزايري امام جمعه احواز و صدا و سيماى محلى احواز بازنشر و تكثير مى شود تا جامعه آنرا به عنوان واقعيت بپذيرد. لذا نظام جمهورى إسلامى تمام افراد، موسسه ها و جنبش هايى كه سعى ميكنند به نوعى حقيقت تاريخى، اجتماعى جامعه احوازى را به تصوير بكشند را قلع و قمع مى نمايد. در سالهاى اخير نمونه هاى زيادى از قبيل زندان و اعدام براى فعالان فرهنگى موسسه الحوار، موسسه اشراق، و بسيارى از شاعران و فعالان فرهنكى مستقل وجود دارند كه نمونه اخير آن مى توان به بازداشت كارگردان و عوامل موسسه نصر احواز به علت بخش ويدئو كليبى عربى اشاره نمود. (العربيه، ٢٠١٩)        

نتیجه گیری

جامعه انسانى احوازى بدون توسعه سرمايه انسانى اش به شكوفايى نمى رسد و يكى از عوامل عقب ماندگى اش، عقب نگه داشتن سيستماتيك انسان احوازى توسط دولتهاى متوالى در تهران است. عقب نگه داشتن انسان احوازى در ساختار قبيله اى و تعريف جامعه مدنى به عنوان جامعه اى غير احوازى كه فرد احوازى در مواجهه با آن بايد از “خودِ” احوازى خود دست بردارد و خود را در آن جامعه جديد بازتعريف كند تا بتواند از منافع ساختار رسمى بهره ببرد، نمونه عينى فاشيسم است. اهرمهاى قدرت استعمارى در جامعه احوازى به شكلى عمل مى كند كه انسان احوازى با حفظ ساختار هويتى خود به هيچ وجه نمى تواند شكوفا گردد و موضوع تا بدانجا بيش مي رود كه عده زيادى از جوانان احوازى جهت حصول فرصت هاي شغلى ابتدايى مجبور به تغيير نام هاى عربى خود مى شوند. ايران نمى تواند منبع سرمايه انسانى احواز را همانند ديگر منابع نفتى و غيرنفتي در جهت منافع خود استثمار كند، چرا كه جامعه انسانى احواز زمانى مي تواند شكوفا گردد كه چالش هاى بيش روى آن و از جمله فقر، استبداد، بيسوادى و … برچيده شود، در حالكيه برچيدن اين چالش ها به هيج عنوان به سود ماهيت فاشيستى نظام هاى ايرانى نخواهد بود چرا كه ماوراي اىن چالش ها، جامعه احوازى جامعه اى ملى مدنى تحصيلكرده و آزاد خواهد بود كه قطعا به عنوان چالشى جدى در مقابل سلطه ايرانى تبديل خواهد شد. لذا سرمايه انسانى احوازى تنها منبعى از منابع احواز است كه همانند شمشيرى دولبه عمل خواهد كرد و در هر حالت بر عليه استعمار إيرانى خواهد بود. 

منابع فارسى:

١.سایت خبر عصر ایران، روایتی از ترک تحصیل گسترده دختران در روستاهای خوزستان. (2016)

https://www.asriran.com/fa/news/434946/روایتی-از-ترک-تحصیل-گسترده-دختران-در-روستاهای-خوزستان-گفتند-ما-را-مسخره-کرده%E2%80%8Cای-بخاطر-20-تا-بچه

٢. سايت خبرى شبستان. (٢٠١٦). خوزستان در زمره پنج استان اول کشور در زمینه آسیب های اجتماعی مربوط به کودکان است.

http://shabestan.ir/detail/News/618963

٣. جنوبگان. (٢٠١٥). نیروی کار خوزستان غیر بومی است.

http://jonobegan.ir/fa/news/85/نیروی-کار-خوزستان-غیر-بومی-است

٤.العربيه. (٢٠١٩). ساخت کلیپ عربی در اهواز به بازداشت کارگردان و گریمورانجامید.

https://farsi.alarabiya.net/fa/2019/03/20/در-پی-ساختن-کلیپ-عربی-در-اهواز-کارگردان-و-گریمور-بازداشت-شدند

English References:

Bruce, A.L., (2016), Why do we call it human capital, Retrieved from:

https://www.weforum.org/agenda/2016/06/why-do-we-call-it-human-capital/

Deepa, N.P., (2000). Voices of the Poor: Crying out for Change. New York: Oxford University Press for the World Bank. Retrieved from:

http://documents.worldbank.org/curated/en/501121468325204794/Voices-of-the-poor-crying-out-for-change

 Myers, B.L, (2010). Poverty and Human Flourishing, Retrieved from:

https://fullerstudio.fuller.edu/poverty-human-flourishing/

 

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن