مقالات

اعتراضات سراسری و موضع ” جنبش ملی احواز “

جنبش سوخت (نوامبر ٢٠١٩)

گرانی بنزین در چند روز اخیر بار دگر جرقه اعتراضات را شعله ور ساخت. در شهرهای مختلف، اعتراضات مردم خشمگین به زد و خورد با نیروهای امنیتی منجر شد. همچنین در احواز و شهرهای آن حاصل این اعتراضات تا همین امروز چندین کشته و مجروح و دستگیر ی دهها معترض بوده است.

سئوال اصلی این است: “در قبال این نوع تظاهرات و اعتراضات، جنبش ملی احواز چه موضعی باید داشته باشد؟

قبل از پرداختن به این موضوع لازم است در مورد هدف اصلی جنبش ملی احواز و استراتژی رسیدن به این هدف کمی توضیح داده شود.

هدف اصلی جنبش ملی، رسیدن به حق تعیین سرنوشت ملت احواز است. این حق تعیین سرنوشت بنا به شرایط می تواند در شرایط مختلف انواع مختلفی به خود بگیرد. در هر حالت، سرنوشت ملت اسیر ما همچون ملل دیگر این جغرافیا تا میزان زیادی به بقا و یا نابودی حاکمیت جمهوری اسلامی ایران وابسته است. یعنی اینکه ما چه نیروی آزادیبخش باشیم و خواهان تشکیل دولت مستقل و یا نیروی فدرال طلب و خواهان یک نظام غیر متمرکز در حيطه همین جغرافیای ایران، لاجرم و الزاما در قدم اول بايد از سد و مانع بزرگ “حاکمیت جمهوری اسلامی” عبور کنيم. یعنی برداشتن گام اول، همانا به معناى سرنگون کردن این حاکمیت است.

مبارزه طولانی مدت ملت های در زنجیر جغرافیای ایران، از مراحل مختلفی می گذرد که عدم شناخت این مراحل و عدم تن دادن به قوانین آن، بدون شک ضربات مهلکی بر مبارزات این ملت ها و بخصوص ملت احواز وارد خواهد ساخت.

مرحله ای که اکنون سپرى مى كنيم، مرحله اعتراضات و قیام های سراسری برای سرنگونی حاکمیت جمهوری اسلامی است. ویژگی اصلی، مهم و غیر قابل جایگزین این مرحله و سراسری بودن آن است. سراسری بودن یعنی اینکه نمی توان با یک شهر و دو شهر و یا قیام یک ملت یا دو ملت، این رژیم و اين حاکمیت را سرنگون نمود. نمی توان در یک پراکندگی و در سايه جدايى وتفرقه ملت ها در ايران، قیام ها و اعتراضاتی را شکل داد و انتظار داشت به شکست رژيم و سرنگون کردن آن دست یافت. قیام ها و اعتراضات پراکنده هرچند ارزشمند هستند اما نمی توانند دشمن را از پای در بیاورند.

رهبری جنبش در داخل و خارج باشناخت قوانین مرحله سرنگونی می بایست همه توان و امکانات سازمان ها و نیروهای خود را در قبال این مرحله از مبارزه قرار داده و با شعار و تاکتیک مرحله كنونى، جبهه و دوست و دشمن خود را مشخص کرده و به مصاف آن برود.

بهمین دلیل جنبش ملیت ها باید در یک عمل مشترک مسائل جنبش را پیش ببرند. بطور طبیعی اگر یک چتر سراسری نظام یافته وجود داشته باشد که بتواند کل جنبش های ملی را زیر یک چتر گرد آورد و فرماندهی صحنه سراسری و منطقه ای را با یک تقسیم کار انجام دهد، فرصت سرنگونی و همچنین شانس جلوگیری از تلفات، بیشتر خواهد بود و سرنگونی و دوره پسا سرنگونی، تضمین دارتر خواهد بود. این بدان معنی است که در صورت عدم وجود یک تشکل سراسری که جنبش های ملی را برسمیت شناخته و با آنها ستاد فرماندهی سرنگونی را تشکیل دهد، الزاما سازمان ها و احزاب ملیت ها، خود باید تشکیل چنین ستادی را در دستور کار خود قرار دهند.

در مرحله سرنگونی ملت ها با اشکال مختلفی از اعتراضات مواجه خواهند شد که بدلیل ماهیت سرکوبگر حاکمیت، این اعتراضات لاجرم به قیام منجر می شوند. در شکل سراسری، پایه اصلی اعتراضات و قیام ها، مسائل اقتصادی و معیشتی است و در سطح منطقه ای، علاوه بر مسائل اقتصادی با مسائل ملی مواجه است که نقش اصلی را ایفاء می کنند و پایه اصلی قیام در همان مناطق را شكل مى دهند. این امر در مناطقی که بافت ملی یکسانی دارند به شکل ساده ای عمل می کند، در صورتیکه در مناطقی که ترکیب ملیتی، در بطن خود “جرقه درگیری” دارد، بشکل دیگری عمل می کند.

خصلت اعتراضات این دوره در این است که بسرعت به خواسته های سیاسی ارتقاء می یابد. اعتراضات زمانی که شکل قیام به خود می گیرد، تمامیت حاکمیت را به مصاف می کشد و راس هرم قدرت و حاکمیت را نشانه می رود و بدین شکل خود را وارد فازی می کند که در آن با نیروی قهر حاکمیت مواجه می بیند.

این خصلت “سرعت” در رادیکال شدن، قدرت مانور سیاسی و امنیتی را از رژیم می گیرد و منجر به درگیرى مستقیم نظام و مردم می شود.

این ویژگی در مناطق ملیتی “سرعت” عملكرد تهاجم ملت به نظام و در مقابل تهاجم نظام به ملت، را مضاعف می کند.

حال با توجه به این ویژگی ها، با اعتراضات و تظاهرات که جنبه سراسری دارد و جرقه های اولیه آنها اقتصادی است، چگونه بايد برخورد شود؟

طبعا در برخى شهرها و مناطق احواز که بافت دوگانه بومی و مهاجر دارد این موضوع بیشتر سئوال برانگیز است. با اینحال:

١- بدلیل اینکه برای ملت احواز و جنبش آن، سرنگونی این حاکمیت گام نخست رسیدن به اهداف دراز مدت بحساب می آید، شرکت با تمام قوا در امر سرنگونی یک وظیفه است.

٢- بدلیل اینکه مسئولیت احواز و شهرها و مناطق آن، چه در بافت خالص و چه غیر خالص، تماما برعهده جنبش ملی احواز است، نمی توان و نباید نسبت به تحولات و اعتراضات و قیام ها، بی تفاوت ماند، بلکه باید در اسرع وقت، با یک تحلیل مشخص و موضع گیری مسئولانه، وارد عمل شد.

٣- صحبت از مسئوليت پذيرى در قبال تمام تحرکات و اعتراضات و قیام های احواز و شهرها و مناطق آن، به معنای بدست گرفتن رهبری آن است. بنابر اين نباید اجازه داد که در شهرها و مناطق احواز، رهبری اعتراضات و قیام ها در دست نیروهای دیگری باشد که خواسته ها و مسائل دیگری را پیش ببرند.

٤- صحبت از رهبری قیام و اعتراضات در احواز و مناطق و شهرهای آن به معناى اين است كه  این اعتراضات و قیام ها خصلت و ویژگی تام و تمام عربی داشته باشند.

٥- در مناطقی که بافت دوگانه بسیار مشهود است، در صورت داشتن زمینه های مناسب حتما باید بشکل شورایی و رهبری جمعی، هدایت اعتراضات و قیام را به پیش برد، با این آگاهی که جنبش ملی احواز ستاد رهبری مستقل و جدایی همسو با این شورا داشته باشد.

٦- تا زمانی که این اعتراضات – اعتراضات صنفی – محل تلاقی تمامی ملیت ها نشده است، و جنبه سراسری پیدا نکرده است، ملت احواز باید با احتیاط و البته هوشیاری آن را دنبال کرده و بر اساس مصالح جنبش ملی احواز، موضع گیری نمايد .  

در نتيجه ما نباید، نمی توانیم و نمی خواهیم پیشگام و پیشاهنگ اعتراضات و قیام های سراسری باشیم  و در این مسیر تلفات جبران ناپذیر تقدیم نمائیم. اما باید بتوانیم در زمان مناسب همه شهرها و مناطق احواز را وارد قیام سراسری کرده و رهبری آن را به شکل کامل بدست بگیریم.

عبدالخالق جرفی

مسئولیت مطالب، نظرات و عقاید مندرج در مقالات به عهده نویسندگان مقاله می باشد و مرکز مسئوليتى در قبال آن ندارد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن