مقالات

جایگاه ارزشی نظام جمهوری اسلامی ایران وموقعیت ایدئولوژیکی سپاه پاسداران

چرا سپاه پاسداران باید مورد تحریم قرار گیرد و چرا بسیاری از کشورهای عربی و اروپایی از این اقدام مستقیما حمایت نموده یا درمقابل آن سکوت اختیار کرده اند. سوالی كه متاسفانه کمترمورد توجه واقع شده، و مخالفان و موافقان داخلی معمولا باتوجه به گرایشات سیاسی و باورهای ایدئولوژیک خویش درمقابل آن واکنش نشان میدهند. در این میان مدعیان فکر و نویسندگان حکومتی و معامله گران دولتی بوق تبلیغاتی خویش را بصدا درآورده اند تا سپاه پاسداران در موضع قربانی جنگ با استعمار و استکبار نشان داده شود و از این طریق در خدمت به سیستم حاکم به استعمارگران و نظام جهانی حمله کنند و سپاه پاسداران را دادخواه مستضعفان جهان قلمداد نمایند تا خوراک مناسبی برای اذهان فرسوده و خسته عوام الناس در داخل فراهم کنند. در حالیکه در این سوی ماجرا تنها قربانیان این معامله ها و معادله های سیاسی مردم هستند. از اینرو نویسنده مسئول و متفکر نواندیش تنها با در نظر گرفتن منافع مردم قلم میزند (هر چند این دسته از روشنفکران از سوی مردم مورد ستایش و تقدیر نیستند) و موضوعات سیاسی و مسایل داخلی را به دقت و با شجاعت بررسی و تحلیل نمایند. در نظر گرفتن منافع احزاب، گروههای سیاسی، و توجه به خواست دولتمردان خود خیانتی بزرگ به حق و حقیقت (خداوند) است. گاندی جمله ای بزرگ دارد؛ خداوند را در آسمان نجوئید خداوند در روی زمین و در قلب مردم جای دارد، در واقع رضایت خلق، رضایت خالق را تضمین میکند. مهمتر اینکه همه منابع و سرمایه ها داخلی به مردم تعلق دارد و هیچ فرد یا حزب و گروه یا سازمانی حق ندارد که به اموال و منابع عمومی مسلط گردد و اموال سرمایه های عمومی را در جهت منافع فرقه ای و گرایشات ایدیولوژیک خویش مصرف نماید.

بررسی نوع حکومتها و سیستمهای حاکم درجهان میتواند بیان کننده نحوه عملکرد، نوع گرایشات و سیاستهای یک حکومت یا دولت باشد. در این میان حکومتهایی که با ساختار ایدئولوژیک حاکمیت دارند خطرناکترین نوع حکومتها برای بشر بشمار می آیند. ایدئولوژی در تعریف جامع خویش به چهارچوب بسته ای از اعتقادات و باورهای خاص گفته میشود که توسط یک گروه مقتدر یا یک نظام حاكم پایه گذاری میگردد بطوریکه بقای این گروهها یا نظامهای ایدئولوژیک به وجود باورهای خویش وابسته است. به این دلیل گروهها و رژیمهای ایدئولوژیک برای حفظ و انتشار باورها و اعتقادات خود به جنگ، خونریزی و شهادت متوسل میشوند. در این میان عدم پیروی افراد از ارزشها و باورهای یک ایدئولوژی در یک محیط به منزله مقابله و جنگ برعلیه آن گروه یا دولت صاحب ایدئولوژی تلقی میگردد. لذا از خصایص ایدئولوژیک بودن اعتقادات و باورها این است که حاملان و مروجان ایدئولوژی ادعا میکنند که اعتقادات و باورهای آنها بهترین و کاملترین است و همه افراد باید به اجبار از این باورها و اعتقادات پیروی کنند یعنی ایدئولوژی ها از یک سو بر آرمانگرایی و ایده آل گرایی استوار هستند و از سوی دیگر بر اجبار و فشار عمومی تاکید میکنند و چون خود را در اوج کمال تصور میکنند لذا حریف خود را به فساد، تبهکاری، انحراف و خیانت متهم میکنند. بنابراین برای مقابله با متخلف و فاسد و اصلاح منحرف از هر ابزار و وسیله ای استفاده میکنند و در صورت نیاز به کشتارهای جمعی دست میزنند. برچسب های سیاسی رایج در کشور مانند فتنه، محارب، غربزده و خیانتکار در برخورد مخالفان از سوی طبقه حاکم در راستای تقویت حاکمیت ایدئولوژیک توجیه و تفسیر میشود.

بنابراین چون ایدئولوژی برمبنای آرمانگرایی بنا نهاده میشود کشورها و دولتهای ایدئولوژیک خود را برترین تصور میکنند که باید ایدیولوژی خویش را درجهت اصلاح جامعه و پرورش بشر بکار گیرند. به این دلیل در نظام آموزشی جمهوری اسلامی عبارت «پرورش» به عبارت «آموزش» افزوده شده و “وزارت آموزش و پرورش” شکل گرفته تا جامعه ای مطابق و منطبق با باورهای ایدئولوژی حاکم شکل گیرد. بخش پرورش فقط برای انتقال و تزریق گرایشات سیاسی و جهت دهی ایدئولوژی حاکم بکار گرفته میشود. بزرگترین حکومت ایدئولوژیک جهان کشور سابق اتحاد جماهیر شوری بود. اما بارزترین حکومتهای ایدئولوژیک در سطح جهان اکنون چین، کره شمالی، جمهوری اسلامی ایران و کوبا و تا حدودی روسیه هستند.

اما در این میان خطرناکترین نوع ایدئولوژی ها در جهان ایدئولوژی مذهبی است چراکه در ایدئولوژی های مذهبی فرد ایده آلهای خویش را در ماوراء الطبية و در بهشت جستجو میکند و چون راه خود را منتهی به بهشت تصور میکند لذا میکشد تا کشته شود و به بهشت رود. اما ایدئولوژی های سیاسی نسبت به ایدئولوژهای مذهبی کمتر وحشی هستند هرچند سبعیت این رژیمها هم کم نیست اما در مقایسه با توحش رژیمهای ایدئولوژیک مذهبی رامتر هستند. البته ايدئولوژيهاي سياسي در كوبا و كره شمالي نيز مستبدانه عمل ميكنند.

از سوی دیگر چون قلمرو ایدئولوژیها فاقد مرزهای جغرافیایی است و حكومت ايدئولوژيك قلمرو خود را براساس مرزهاي عقيدتي و ذهني بنا مينهد، همچنانکه قلمرو حاکمیت ولایت فقیه از تهران تا کربلا و جنوب لبنان و لاذقیه سوریه و تا صعده در یمن ادامه دارد لذا سپاه پاسداران میکوشد که دامنه فعالیت خویش را نه تنها در محدوده ی مرزهای کشور خود که تا جائیکه مرزهای ایدئولوژی توسعه دارد و اعتقادات شیعی امتداد داشته باشد امتداد دهد. فرانسیس فوکویاما در نظریه “آخر تاریخ ” خویش بر پیروزی دموکراسی و حاکمیت مردم در نهایت تاریخ بشر تاکید میکند. اصولا ایدئولوژی ها باورهای فشرده، تاريك و کهنه ی ذهنی هستند که توسط حکومتها و گروههای مقتدر بنا نهاده میشوند و چون باورها در اذهان مردم جای دارند از اینرو مرز ایدئولوژیها تا جایی امتداد می یابد که باورهای ذهنی یک ایدئولوژی امتداد داشته باشند.

داعش، القاعده، جمهوری اسلامی با مرزهای جغرافیایی اداره نمی شوند و این سازمانها و دولتها براساس مرزهای ذهنی و عقیدتی اداره میشوند و تا هرجا که پیروان آنها حضور داشته باشند قلمرو آنها گسترده میشود. بنابراین مرز گروهها، سازمانها و حاکمیتهای ایدئولوژیک فراتر از مرزهای جغرافیایی است و این نوع سازمانها برای برقراری حکومت و بسط نفوذ خود، مرزهای ذهنی و عقیدتی را اساس کار خود قرار میدهند. در حقیقت ساختار ایدئولوژیک برپایه ی دولتهای ذهنی، حاکمیتهای مجازی، بودجه عقیدتی و نیروهای عقیدتی کنترل و ادامه حیات می یابند. به این دلیل در حاکمیت ایدئولوژیه ها همواره دو نوع عملکرد، دو نوع بودجه و دو نوع نیروی نظامی وجود دارد که یکی بر پایه ارزشهای ملی عمل میکند و دیگری برپایه ارزشهای عقیدتی عمل میکند. از اینرو در جمهوری شیعه دو نوع نیروی نظامی؛ سپاه پاسداران و ارتش، و دو نوع بودجه داخلی و خارجی وجود دارد. اصولا در رژیمهای ایدئولوژیک به عقاید و باورهای ایدئولوژیک اولویت داده میشود و همه سرمایه ها در جهت حفظ ایدئولوژی بکار گرفته میشود.

بنابراین تنها با مشاهده و بررسی نام “سپاه پاسداران انقلاب اسلامی” متوجه میشویم که این سازمان برای حفظ و پاسداری از ارزشهای انقلاب آیت الله خمینی و نیز توسعه و ترویج این انقلاب شکل گرفته است و تا هرجا این انقلاب و پیروان آن حضور داشته باشند مرزهای آن گستردش می یابد و سپاه مسئولیت پاسداری از باورهای آنها و ارسال سلاح و سرمایه را برعهده میگیرد تا عمر ایدئولوژی حاکم در این کشور طولانی تر شود. اما از آنجا که دولتها و کشورها براساس مرزهای جغرافیایی اداره میشوند نقش و وظیفه سپاه به دخالت در امور داخلی سایر کشورها خلاصه میشود.

یعنی از آنجا که سپاه یک نیروی عقیدتی-سیاسی (ایدئولوژیک) است و ماهیت و عملکرد سپاه براساس مرزهای عقیدتی استوار شده در نتیجه عملکرد این سازمان و سایر گروههای مشابه برمبنای مرزهای عقیدتی استوار است و چون کشورها براساس مرزهای جغرافیایی تقسیم بندی شده اند و چون پیروان ایدئولوژی حاکم در ایران در سراسرکشورهای عربی پراکنده شده اند سپاه پاسداران به عنوان عامل اصلی تهدید برای کشورهای عربی تبدیل شده است بگونه ای که در مقایسه میان جمهوری اسلامی ایران و اسرائیل هیچ تهدیدی ازسوی اسرائیل متوجه کشورهای عربی نیست.

اینگونه ماهیت سپاه و عملکرد اصلی این سازمان در جهت مخالف ارزشها و معیارهای بین المللی ایستاده است. چراکه براساس موازین، معاهده ها و کنوانسیونهای بین المللی همه کشورها موظف به حفظ تمامیت ارضی کشورهای عضو سازمان ملل هستند و هرگونه دخالت در امور داخلی سایر کشورها ممنوع است. اما بحرانهای اخیر جهان عرب نشان داد که سپاه پاسداران بطور مستقیم در امور داخلی کشورهای عراق، سوریه، لبنان و یمن مداخله میکند. و با ارسال سلاح، ارسال نیروهای نظامی به سوریه با نام «مدافعان حرم»، در عراق «آموزش و اداره ی حشد الشعبی»، در لبنان «آموزش و اداره ی حزب الله» و در فلسطین تاسیس گروه جبهه اسلامی، و همچنین حمایتهای مالی و تبلیغی از وابستگان خویش در امور داخلی کشورهای عربی مداخله میکند و با حمایت از یک گروه در مقابل سایر گروهها نظم و امنیت این کشورها را سلب نموده است. در واقع کشورهای با حاکمیت ایدئولوژیک بخش اعظم سرمایه های خویش را به فعالیتهای ایدئولوژیک و انتشار باورهای عقیدتی-سیاسی خویش اختصاص میدهند. اتحاد جماهیر شوروی سابق بودجه کوبا و کره شمالی را تامین میکرد و هزینه های جاری همه گروههای مارکسیستی را در سطح جهان تامین مینمود تا اینکه این سرزمین عظیم در اثر فقر و محرومیت و فشارهای اقتصادی شدید داخلی از درون متلاشی شد.

از اینرو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (و نه ارتش) در رديف گروهها و سازمانهای ایدئولوژیک طیقه بندی میشود که تنها وظیفه و نقش آن انتشار ایدئولوژی حاکم و انقلاب آیت الله خمینی در داخل و خرج ازکشور است و نه تنها در توسعه اقتصادی و زیرساختهای این کشور نقش سازنده ای نداشته است که همه توان، سرمایه و امکانات خویش را در جهت صدور ارزشهای انقلاب به خارج و تحمیل و تزریق ایدئولوژی صفویان به کشورهای عربی مصرف نموده و به یکی از عوامل اصلی قطع ارتباط کشورهای عربی با جمهوری اسلامی و موانع عمده توسعه کشور تبدیل شده است. وجود سپاه پاسداران و نقش منفی آن در عرصه سیاستگزاریهای بین المللی و منطقه ای منجر به انزوای کشور ایران و افزایش فقر ومحرومیت مردم آن شده است اما بسیاری از مردم بدلیل آنکه تحت تاثیر باورهاي ایدئولوژیك مانند عاشورا و اهل بيت، شعارهاي مذهبي-سياسي مانند مرگ بر امريكا و اسرائيل وحمایت از فلسطين و همچنین نمادها وسمبلهای مقدس شیعی مانند زیارت ائمه و نایب امام زمان زندگی میکنند و توانسته اند فشار محرومیتها را تحمل کنند و به بیکاری، بیماری، استرس و محرومیت عادت کنند و تحت این شرایط همچنان به بهشت و جهنم فکر کنند و از سپاه پاسداران حمایت کنند.

ایجاد ترس، رعب و وحشت در جهان و نیز تهدید کشورهای عربی به حمله موشکی و نظامی باعث شده که برخی کشورها بطور مستقیم و برخی دیگر بطور غیرمستقیم از مداخلات سپاه پاسداران در کشورهای منطقه به شدت نگران شوند و برای مقابله با این سازمان ایدئولوژیک همه امکانات خویش را بسیج سازند. همچنانکه امنیت داخلی برای کشور ایران مهم و حیاتی است صد البته امنیت و آرامش نیز برای سایر کشورها اولویت حیاتی دارد. بنابراین هر گروه، سازمان و دولت با هر عنوان و هر دین مذهب چنانچه به ارعاب و تهدید کشورهای دیگر اقدام نماید و برای برهم زدن امنیت و آرامش کشورهای دیگر اسلحه و پول ارسال نماید در ردیف سازمانها و تشکیلات تروریستی قرار داده میشود و این گروه یا سازمان تفاوتی نمیکند که داعش و القاعده یا سپاه پاسداران انقلاب شیعه ایران یا حزب اله لبنان باشد.

احمد زيدانى

مسئولیت مطالب، نظرات و عقاید مندرج در مقالات به عهده نویسندگان مقاله می باشد و مرکز مسئوليتى در قبال آن ندارد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن