مقالات

سه مساله روز جنبش ملی، بخش دوم

نظامی کردن راه حل احواز و حضور حشد الشعبی در برخی مناطق آن

مقدمه

هدف از این نوشته هوشیاری در مقابل تحولات و آمادگی برای آن است  اینکه چه میزان احتمال درگیری آمریکا با ایران وجود دارد و یا اینکه چه میزان احتمال اینکه این درگیری در احواز متمرکز شود و یا اینکه چه میزان احتمال دارد که حشد الشعبی در احواز بماند و… احتمالاتی هستند که می توانند فقط چند در صد باشند ولی الزاما برای همین احتمال باید هوشیار بود تا در صورتیکه این احتمالات به واقعیت پیوست، آمادگی لازم  برای مقابله با رخدادها را داشته باشیم.

در  یازدهم  آوریل ۲۰۱۹  حشد الشعبی به دستور قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس به احواز اعزام شد. حشد الشعبی نیرویی سرکوبگر  است که در جهت ایجاد فتنه های فرقه ای و راه اندازی جنگ های مذهبی است، از جمله سازمان های مخوفی است که در لیست تروریستی آمریکا قرار دارد و در آینده به عنوان یک هدف نظامی برای نیروهای آمریکایی تلقی می شود. این گروه تروریستی در عراق توانست جنبش مسالمت آمیز مردم عراق و بویژه مناطق سنی را با استخدام حربه داعش و از طریق  هدایت جریان سنی به سمت وسوی داعش، سرکوب نماید. همچنین توانست حیات سیاسی عراق را در چنگ خود گرفته و بدین طریق سیاست ایران را بر عراق دیکته نمایند، و بدین وسیله با خط آمریکا در عراق مقابله نمایند. اینک این نیروها برای ماموریتی چه بسا مشابه، وارد خاک احواز شد.

هراس از حمله نظامی آمریکا و احتمال تسخیر مناطق نفتی و آماده بودن فضای قیام و تسخیر مناطق از جانب ملت احواز، دو پایه اصلی حضور حشد الشعبی در روستاها و شهرهای احواز می تواند باشد.

حشد الشعبی در احواز

از اینرو می توان گفت که حضور حشد الشعبی در احواز برای جنبش ملی احواز یک تهدید و یک خطر به حساب می آید که باید برای تمام برنامه ها و سناریوهای احتمالی آن، آماده شد.

اهداف احتمالی سپاه در جذب نیروی حشد الشعبی به احواز

اولا، کنترل احواز و سرکوب قیام احتمالی

مهمترین ماموریت احتمالی حشد الشعبی در احواز کنترل وضعیت احواز است. تنفر بی حد ملت احواز از نیروی سرکوبگر سپاه و بسیج، این تصور را در ذهن فرماندهان سپاه ایجاد نمود که حشد الشعبی نیروی مناسبی برای این ماموریت می باشد.

ثانیا، کنترل احواز و از بین بردن تاثیر مقاومت متقابل احواز و جنوب عراق

منظور از کنترل احواز ، هم کنترل زمین و هم ملت است. احواز در مجاورت بخش شیعی عراق قرار دارد. همان بخشی است که سیاست ایران برای از بین بردن استقلال عراق و نفوذ در تار وپود آن و بدست گرفتن بسیاری از  اهرم های اصلی حاکمیت، روی آن سوار بوده و هست. این بخش اکنون در التهاب بسر می برد و زمینه های قیام و شورش علیه افراد وابسته به ایران در عراق که همانا نیروی نظامی حشد الشعبی و گروه های تروریستی دیگر است، بسرعت در حال شکل گیری است . مردم جنوب عراق بخوبی آگاه هستند که در غیاب حمایت ایران از حشد الشعبی و دیگر گروه های تروریستی در عراق، این گروه ها در همان هفته های اولیه قیام مردم عراق از بین خواهند رفت . گروه های تروریستی و حشد الشعبی هم بدین امر آگاه هستند که بتنهایی و بدون حمایت ایران ، هرگز توان خاموش کردن شعله های قیام مردم جنوب را نخواهند داشت و بسرعت صحنه را از دست خواهند داد.

مجاورت احواز با جنوب عراق و رابطه تاریخی و فرهنگی و مذهبی و مشترکات قبیله ای این دو، در یک تاثیر متقابل هر دو را اجبارا در یک جبهه قرار می دهد. جبهه ضد ایران و عوامل وابسته آن.

ایران می خواهد این تاثیر متقابل را از بین ببرد و یا در حداقل خود، از تاثیر بیاندازد و در مرحله فعلی خنثی سازد.

ثالثا، کنترل احواز و طرح نظامی کردن آن جهت کوچاندن ملت با نسخه الانبار و مناطق سنی عراق

سپاه و مراکز تصمیم گیری به این نتیجه رسیدند که احواز پاشنه آشیل حاکمیت ایران است. علت و دلیل آن، ” ملت احواز ” است. این شکاف اصلی ” پیکره ایران ” است که در نظام های دمکراتیک و مردمی با به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت ملت ها و در اشکال مختلف آن مثل ” خود مختاری ”  یا ” نظام فدرالی ” و یا مشابه آن، حل می شود، اما در دولت ایران، راه حل در سیاست های امنیتی و نظامی خلاصه می شود .

راه حل های امنیتی تا همین امروز، نتوانست جواب مورد نظر دولت و حاکمیت ایران را برآورده سازد. بهمین دلیل و با حضور سلیمانی و حشد الشعبی می رود تا راه حل نظامی وارد معادله شود .

راه حل نظامی نه به معنای حمله مستقیم سپاه به مردم و کشتار آنها و بلکه با عراقیزه کردن آن، صورت خواهد گرفت. قطب بندی کردن احواز به دو بخش شیعی و سنی، راه اندازی یک جنگ بین این دو بر اساس سناریو داعش و امثال آن، ورود حشد الشعبی در حمایت از شیعیان، کشتار مردم و آواره کردن آنها در مناطق مختلف تحت پوش مبارزه با داعش و تغییر بافت جمعیتی بشکل نهایی با زور اسلحه.  کاری که بعد از جنگ عراق و ایران، نتوانستند بطور کامل انجام دهند، می تواند در پایان این سناریو صورت بگیرد.

 رابعا، کنترل احواز و جلوگیری از آزاد شدن آن از چنگال حاکمیت ایران در صورت حمله نظامی آمریکا به ایران

 در واقع سپاه پاسداران و در مرکز آن سپاه قدس، می خواهد در صورت تهاجم آمریکا به ایران – که سناریو محتمل آن از طریق عراق و با کنترل احواز است – هم عراق و هم احواز را نه تنها از دست ندهد، بلکه آن را به باتلاق و قتلگاه نیروی پیاده آمریکائیان تبدیل کند و بدین طریق از هر دو  – احواز و عراق – مورد نظر دفاع کند. و هم اینکه ارتباط قیام ملت احواز و قیام ملت عراق را با یکدیگر قطع نماید تا بتواند براحتی و بسادگی سرکوب نماید.

سپاه و حاکمیت ایران می دانند که ملت احواز برای آزادی خود در صورت ایجاد شرایط مناسب، اقدام خواهد کرد. از جمله شرایط مناسب تهاجم آمریکا و از بین بردن ساختار نظامی ایران است. در صورت خارج شدن احواز از دست حاکمیت ایران در این تهاجم نظامی ، علاوه بر سقوط دولت ایران و حاکمیت آن، معادله ” ایران ” در آینده، تغییری کیفی خواهد نمود. بهمین دلیل کنترل نظامی احواز برای حاکمیت و سپاه به یک ضرورت تبدیل شده است. 

سپاه و مراکز تصمیم گیری در ایران به این نتیجه رسیدند که احواز پاشنه آشیل حاکمیت ایران است. علت ضربه پذیر ی احواز و دلیل آن، ” ملت احواز ” است. این شکاف اصلی ” پیکره ایران ” است که در نظام های دمکراتیک و مردمی با به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت ملت ها و در اشکال مختلف آن مثل خود مختاری یا نظام فدرالی و یا مشابه آن، حل می شود، اما در دولت ایران، راه حل در سیاست های امنیتی و نظامی خلاصه می شود.

راه حل های امنیتی تا همین امروز، نتوانست جواب مورد نظر دولت و حاکمیت ایران را برآورده سازد. بهمین دلیل و با حضور سلیمانی و حشد الشعبی سعی بر آن است تا راه حل نظامی وارد معادله شود.

راه حل نظامی نه به معنای حمله مستقیم سپاه به مردم و کشتار آنها، بلکه با عراقیزه کردن آن، صورت خواهد گرفت. قطب بندی کردن احواز به دو بخش شیعی و سنی، راه اندازی یک جنگ تمام عیار بین این تقسیم بندی های خود ساخته و بر اساس سناریو داعش و امثال آن، ورود حشد الشعبی در حمایت از شیعیان، کشتار مردم و آواره کردن آنها در مناطق مختلف تحت پوش مبارزه با داعش و تغییر بافت جمعیتی بشکل نهایی با زور اسلحه.  این همانا کاری است که بعد از جنگ عراق و ایران نتوانستند بطور کامل انجام دهند ، می تواند در پایان این سناریو صورت بگیرد .

 کارکرد حشد الشعبی و گروه های دیگر آن در احواز

اولا، استفاده از مشترکات فرهنگی و مذهبی و راه اندازی مقرهای خود در احواز

اولین اقدام حشد الشعبی راه اندازی مقرهای نظامی در منطقه است. این مقرها طبیعتا می بایست شهرها و روستاهای احواز را در محاصره خود داشته باشد. و بر آنها مسلط باشد. کنترل ورودی ها و خروجی ها، ایجاد پایگاه در اطراف مناطق حساس، ایجاد مراکز درمانی یا فرهنگی در مناطق پر جمعیت با هدف یارگیری و شناسایی افراد و … همه این طرح ها می تواند بوسیله حشد الشعبی در جهت کنترل منطقه صورت بگیرد.

ثانیا، یار گیری و تشکیل گروه های مسلح از مزدوران خود در منطقه

طبعا اولین کار حشد الشعبی پس از زدن پایگاه و مقر های خود، می تواند تشکیل گروه های مسلح باشد. و برای این منظور روی افرادی حساب باز کند که حلقه ضعیف را تشکیل می دهند. این حلقات ضعیف را می توان در بعد اقتصادی و یا فرهنگی و یا مذهبی دسته بندی نمود. شروع یارگیری از این طیف می باشد.

 تبدیل منطقه به دو بخش سنی و شیعی

قدم بعدی حشد الشعبی قطب بندی کردن منطقه به دو فرقه است. مذهب شیعی و مذهب سنی. امکان دارد این کار در وهله اول بشکل علنی صورت نگیرد، اما در ادامه کار و زمانیکه بخواهد بشکل وسیع جنبش را متلاشی سازد، علنی خواهد نمود. در صورتیکه در مناطق سنی دست به ایجاد پایگاه بزند، نشان از وارد شدن به این مرحله است و یا زمینه سازی برای این قطب بندی بشکل علنی است. هدف تحریک احساسات دو طرف بویژه بخش سنی و کشاندن آن به واکنش است.

ابو مهدی المهندس سرکرده گروهک حشد الشعبی در کنار نماینده خامنه ای در احواز

در صورتیکه وارد تحریک کردن بخش سنی شود، طبعا ابتدا از طریق دامن زدن به مراسم خاص شیعی که تیز حمله به مقدسات اهل سنت است می باشد و این کار با پوشش حمله به مواضع کشورهای عربی بخصوص کشور سعودی و مذهب رسمی آن صورت می گیرد. این حملات مقدمه ای خواهد بود برای تهاجم به بعضی مقدسات مشترک اهل سنت است تا زمینه تحریک اهل سنت در احواز را فراهم نمایند .

همه این اقدامات برای این صورت می گیرد تا بتواند قبل از هر چیز در میان شیعه یارگیری کرده و جامعه را به دو قطب مذهبی تبدیل کند. در صورتیکه در این کار موفق شود میتوان اذعان کرد که ایران به اهداف خود رسیده است و ” فاتحه جنبش ملی احواز ” را باید خواند.

از بین بردن جنبش ملی با تولید داعش در احواز و ارسال حشد الشعبی برای سرکوب آن

دشمن با استفاده از حشد الشعبی چه بسا می خواهد نسخه استان الانبار در عراق را در اقلیم احواز پیاده کند. و این یعنی تولید داعش و استفاده از حشد الشعبی و حزب الله برای مبارزه با آن.

اگر بخواهد و یا بتواند چنین نسخه ای را در احواز پیاده کند، در واقع چندین هدف را با یک تیر نشانه می رود.

  • با راه دادن به حضور گروه های داعشی و جهادی خود ساخته به حشد الشعبی که در مقابل داعش خواهد ایستاد مشروعیت می بخشد و آن را به عنوان نیرویی که علیه تروریسم داعش می جنگد معرفی می نماید.
  • در صورتیکه آمریکا حمله کند و بخواهد از عراق وارد احواز شود، با تبلیغات خود امریکا را به عنوان بانی ورود داعش معرفی می کند و خود را قربانی تروریسم آمریکا و داعش قلمداد خواهد نمود.
  • با راه دادن به حضور داعش جنبش ملی احواز را زمین گیر کرده و او را مجبور به تسلیم و سکوت و یا رفتن به دامن داعش خواهد کرد. و در هر دو صورت جنبش را فیزیکی و سیاسی از بین خواهد برد.
  • در صورتیکه احواز را دو قطبی کند، می تواند بسادگی و حداقل بطور مقطعی نیروی زیادی را سازماندهی نموده و کنترل منطقه را بدست بگیرد. در این صورت این نیروها سازماندهی شده را وارد درگیری با نیروی های مخالف – از یکطرف جنبش ملی احواز  و از طرف دیگر داعش خود ساخته – نماید  و هم در صورت حمله آمریکا از آنها بعنوان نیروی سرباز خود استفاده خواهد نمود.

نفوذ در بین مجموعه ها و متلاشی کردن یا منحرف ساختن مبارزه آنها

افراد حشد الشعبی می توانند براحتی در میان مردم احواز نقش ایفاء کنند و خود را استتار بدهند. بهمین دلیل می توانند با توجه به عدم توجه به مسائل امنیتی در داخل از سوی فعالین، درون مجموعه ها نفوذ نموده و از درون ضربه بزنند.

در صورت نفوذ، علاوه بر ضربات فیزیکی می توانند، با بدست گرفتن اهرم ها، مسیر مبارزه را سمت دیگری بدهند و به ما خسارات زیادی وارد نمایند.

در مقابل وظایف ما چه می تواند باشد؟

  • ما باید از همین اکنون در تمام برنامه ها و نوشته ها و ارتباطات خود با ملت احواز، آن را نسبت به این خطر هوشیار سازیم.
  • هر صدای تفرقه افکنانه ای، از طرف هر کس و در هر کجا، نشانه زمینه سازی است، پس هر صدایی را باید بلافاصله افشاء کنیم و از ملت و تمام فعالین داخل و خارج بخواهیم آن را محکوم کرده و افشاء نموده و از آن دوری کنند.
  • نسبت به نوشته های فیس بوکی و انستگرامی که چنین زمینه سازی هایی را پیش می برند هوشیار بوده و بلافاصله چنین کاربرانی را افشاء و منزوی سازیم.
  • از هم اکنون با تمام کسانیکه در حوزه های دینی شیعی و سنی صاحب نفوذ هستند در ارتباط مستمر و تنگاتنک باشیم تا در صورت ایجاد تفرقه ای آنها را برای خاموش ساختن آن بکار گیریم و از آنها کمک بگیریم.
  • با شیوخ قبائل که توانستند استقلال خود را حفظ کنند ومنصب و مال آنها را فریب نداده است، باید در ارتباط مستمر بوده و آنها را نسبت به وضعیت و شرایط جدید بعد از آمدن حشد الشعبی توجیه و آگاه سازند، تا در خنثی سازی هرگونه فتنه ای کمک کار جنبش ملی احواز باشند.
  • نیروهای داخل تصویر واقعی و ترسناک داعش و حشد الشعبی که هر دو از سپاه قدس تغذیه می شوند را به مردم معرفی کرده و شیوه ها و مکانیزم و کارکرد آنها در فته اندازی را به مردم بشناسانند تا در صورت دیدن چنین نمونه هایی از قبل آمادگی داشته باشند و در دام آنها قرار نگیرند.
  • توجه داشته باشیم که در صورت بروز هر نوع فتنه ای، کارهای لحظه ای دیگر جواب ندارد و بیشتر ما را در باتلاق سپاه قدس و برنامه هایش گرفتار خواهد نمود، از اینرو از هم اکنون در تمام روستاها و مناطق شهری مجموعه های غیر علنی که برای مقابه با چنین شرایط و وضعیتی مهیا شده باشند، تشکیل بدهند.

کار اصلی این مجموعه ها در خنثی سازی مقدمات حشد الشعبی و سپاه برای قطب بندی احواز بر اساس مذهب است.

  • در صورت تهاجم آمریکا – که در حد یک احتمال است – ما نیروی نظاره گر و خنثی نیستیم ما نیروی تسخیر کننده هستیم بهمین دلیل از هم اکنون در فکر راه اندازی مجموعه های غیر علنی و منظم و منضبط برای چنین روز و شرایطی باشیم.

 

نویسنده: عبدالخالق جرفی

 

 

 

مسئولیت مطالب، نظرات و عقاید مندرج در مقالات به عهده نویسندگان مقاله می باشد و مرکز مسئوليتى در قبال آن ندارد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن