مقالات

سه مساله روز جنبش ملی احواز، بخش اول

سیل برنامه ریزی شده

در حال حاضر جنبش ملی احواز با سه مساله اصلی درگیر است. اینکه در مواجه با این سه مساله چه مسیری را طی می کند و چه حوادثی در انتظار آن است ، موضوعی است که باید با دقت به آن پرداخت . طبعا دشمن در وضعیت بسیار وخیمی گرفتار شده است و می کوشد که به هر وسیله ای متوسل شود تا از بحران سرنگونی خارج شود. تنها وسیله ای که در دست دارد، همانا سرکوب و تشدید فشار امنیتی است. هدف از این نوشته مطرح ساختن این سه مساله و اولویت بندى کار در قالب نظری و عملی است.

این مقاله در قالب سه بخش مجزا منتشر می گردد و این سه مساله به ترتیب اهمیت و خطرناک بودن پروژه مهاجرت ملت احواز را مورد بحث قرار می دهد.

بخش اول: سیل برنامه ریزی شده،

بخش دوم: حضور حشد الشعبی در احواز،

بخش سوم: ضرورت ایجاد تشکیلات سراسری غیر علنی در احواز.

بخش اول: سیل و غرق کردن برخى مناطق ادامه پروژه کوچاندن ملت احواز است.

شكی نیست که سیل یک پدیده طبیعی است ، اما اگر تبدیل به ابزاری برای نابودی یک ملت شود، یک جنایت سازمان یافته بحساب می آید.

چند ماه قبل از فاجعه سیل، مردم احواز در تظاهرات و اعتراضات خود ، نسبت به خشاندن رودخانه کارون بوسیله طرح ها و پروژه های حکومت ایران معترض بودند و بخاطر همین اعتراضات ، صدها تن از جوانان و فعالان دستگیر و روانه زندان کردند.

تصاویر برخی از فعالان مردمی احواز که توسط اطلاعات ایران و سپاه پاسداران دستگیر شدند.

زمین های کشاورزی مردم احواز، خشک و تشنه آب بودند و در جواب اعتراضات کشاورزان، حکومت ایران به سرکوب متوسل می شد. حکومت مستمر اظهار می کرد که کشور با بحران بی آبی مواجه است و در همان حال پروژه های انتقال آب از کیسه ملت احواز به سایر نقاط هرگز متوقف نشد.

با همه این احوال زمانیکه سیل روانه احواز و دیگر مناطق شد، همه متوجه شدند که سدهای احواز لبریز از آب است و این در حالی بود که زمین های کشاورزی مردم احواز، خشک شده بود.

ليكن همزمان با فصل سیل و باران، سیاست تشنه نگه داشتن مردم احواز به ابزاری برای غرق کردن همین مردم تبدیل شد. اینبار ملت احواز می بایستی از انباشت آب و فراوانی آن هلاک شوند و زمین های کشاورزی خود را از دست بدهند.

حکومت ایران، از همان ابتدای امر به تبلیغ خروج از مناطق پرداخت. از مردم خواست که زمین ها و مناطق خود را ترک کرده و به جاهای امن بروند. و مستمر بر طبل خطیر بودن وضع و اینکه تنها راه باقی مانده برای نجات مردم ترک مناطق است، می کوبید. و در همین رابطه طرح اسکان مردم سیل زده در مناطق خارج از احواز را مطرح کرد. در بعضی از مناطق به زور متوسل شد که نتیجه آن شهادت یک جوان اهل روستای جلیزی توسط نیروهای تروریستی سپاه بود.

عبود (عبیده) جلیزی

اگر نگاهی به این جریان بیفکنیم، خواهیم یافت که از ابتدای سیل و باران، حکومت ایران در صدد بود که از این فرصت برای کوچاندن ملت احواز و تصاحب زمین های آنان ، استفاده نماید. این سیاست، ادامه پروژه  در اقلیت قرار دادن ملت احواز در سرزمین خویش، از طریق کوچاندن آنان به مناطق فارس نشین و ذوب کردن آنان در فرهنگ غیر عربی از یکطرف و  از طرف دیگر، جایگزینی اقوام دیگر و ارائه تسهیلات فراوان به آنها و اسکان آنان در همان مناطق تصاحب شده و در نتیجه تغییر بافت جمعیتی و دادن رنگ و رو و شکل غیر احوازی به این مناطق صورت می گیرد. پرروژه تغییر بافت جمعیتی احواز، تا ماهها قبل و پیش از فصل سیلابها از طریق بکارگیری سیاست تشنه نگه داشتن مردم و زمین های کشاورزی آنها دنبال می شد و اینک با غرق کردن مناطق زندگی و زمین های کشاورزی آنها صورت می یابد.

مهاجرت اجباری احوازی ها

در این بین، حکومت ایران با تمام توان از یکطرف به ایجاد سیل بندهای محکم برای مناطق کلونی خود اقدام نمود و از طرف دیگر به خرابی سیل بندهای روستائیان و منفجر کردن آنها و ممانعت از ایجاد سیل بند و دستگیری افرادی که در ایجاد سیل بند مشغول بودند پرداخت.   

مقاومت در برابر سیل و انفجار آگاهی ملت در برابر طرح های استعماری

اما آنچه که حکومت ایران اسلامی هرگز بدان نیاندیشیده بود، و تفکر آن را در ذهن نمی پروراند، رخ داد. ملت یکپارچه و بشکل انفجاری در مقابل این توطئه ایستادند و مقاومت کردند و یک حماسه جاویدان آفریدند. ملت احواز با تن و جان خود، سیل بند انسانی را در مقابل نفوذ آب ساختند. آنها منتظر دستورات پوشالی حکومت ایران ننشسته و با کمک شهروندان خود با سیل به جدال پرداختند و بدین شکل حاکمیت ایران را به قبول شکست واداشتند و توطئه رژیم که اصرار بر ترک منازل بود را خنثی نمودند.

شرکت زنان، کودکان، پیرمردان و پیرزنان در این حماسه بزرگ، انگیزش مضاعف به تلاش شبانه روزی بخشید. ترانه سرودها رنگ و بوی ملی – انقلابی بخود گرفت و صف بندی جدیدی میان دوست و دشمن شکل گرفت. شعرا این پیشگامان حرکت های انگیزشی در این میان بواقع توانستند، جلودار صحنه باشند.

فعالیت زنان احوازی همدوش با مردان

انعکاس تصاویر و فیلم های ارسالی به بیرون، باز هم ” احواز ” را و این بار در ابعاد جدیدی از مقاومت به جهانیان شناساند. ملت احواز در این میان هم به توان و قدرت خود پی برد و به آن ایمان آورد و هم اینکه به عمق دشمنی این حاکمیت با ملت احواز بیشتر پی برد.    

درس های و تجارب

درس اول: در صورتیکه ملت با تهدید بقای خویش مواجه شود و آن را درست تشخیص بدهد، با تمام قوا وارد مقابله با آن تهدید خواهد شد و از هرگونه فداکاری دریغ نخواهد کرد.

این درس بیان می کند که قدرت تغییر در دست ملت است و در صورتی که این ملت بخواهد تغییری ایجاد نماید باید توان و قدرت خود را از درون همین ملت استخراج کند.

این درس به همگان می آموزد که باید همیشه و همواره ملت را نسبت به دشمن و اهداف آن بشکل ملموس آشنا ساخته و آنان را در متن مشکلات خویش، آگاه سازیم.

این درس به همگان می آموزد که می توان ملت را گرداگرد مساله ای بسیج نمود بشرط اینکه به میان آنها رفته و نسبت به مشکلات آنها پاسخگو بود.

درس دوم : حادثه یا واقعه یا تهدید، هرچه شدیدتر و قوی تر و دامنه آن وسیع تر باشد، در مقابل ملت، چارچوب قبیله ای و مذهبی و تعلقات گروهی و حزبی و فکری را برنمی تابد.

از این درس می توان آموخت  که چارچوب های تنگ قبیله ای و حزبی و مذهبی را می توان شکافت و قدرت ” ملت ” را به نمایش گذاشت، بشرط آنکه ملت را نسبت به تهدید و دشمن مشترک بطور ملموس آگاه نمود.

از این درس می توان آموخت که تعلقات مذهبی و قبیله ای و حزبی و فکری، در مقابل تعلقات ملی قابل سرخم شدن هستند، بشرط آنکه مردم بعینه مشاهده کنند که عنصر جلودار قبل از دیگران خود این تعلقات را دور ریخته باشد و به آنها مجال و میدان ندهد.

درس سوم: ملت نشان داد که نظم پذیر است و می تواند در سریع ترین زمان به چنان نظمی تن دهد که در شرایط عادی ، نیاز به سالها وقت و تلاش دارد.

از این درس می توان آموخت که باید از هم اکنون مبارزات ملت را به نظم در آورد. می توان و باید از هم اکنون ملت را سازمان داد. می توان و باید شبکه های اجتماعی را در تمام نقاط احواز ایجاد نمود. بشرط آنکه عنصر جلودار خود قبل از دیگران به این نظم و سازماندهی  ایمان بیاورد و در عمل بدان ملتزم باشد.

درس چهارم: ملت نشان داد که در شرایط چالشی، و بویژه آن زمان که شهروندان جوان و بخصوص فعالان در صحنه حاضر باشند، آمادگی پاسخ مثبت به فراخوان های عنصر پیشتاز و نیروی فعال در صحنه را دارد.

 مردم همیشه و در همه احوال مستعد پاسخ به فراخوان ها نیستند. مردم تا وقتی که احساس خطر نکنند و این احساس به آگاهی تبدیل نشود، به فراخوان ها جواب مثبت نمی دهند.

مردم به هر فراخوانی و در هر شرایطی پاسخ مثبت نمی دهند، مگر اینکه نیرویی که فراخوان می دهد را بشناسند و به او اعتماد کنند.

از اینرو این درس به ما می آموزد که، هر زمان که تهدیدی در سطح ملی پیش آید، نیروی جلودار – قبل از هر چیز – باید به میان مردم برود ، و بطور ملموس و بشکل مادی در کنار آنها باشد و آگاهی را در عمل مشترک با مردم نمایان سازند. در آن هنگام است که می تواند مطمئن شد، ملت به فراخوان های او پاسخ مثبت خواهند داد.

دستاوردها:

  • مهمترین دستاورد، مقاومت ملت در برابر پروژه رژیم بمنظور اجبار مردم در ترک منازل و روستاها وشهر های احواز و آوارگی در مناطق فارس نشین است. و این یعنی شکست پروژه حکومت ایران در فریب ملت و کوچاندن آنان بود .
  • تشکیل ” اللجان الشعبیة ” (کمیته های مردمی) و بلوغ جنبش ملی احواز در منظم کردن فعالیت های خود دستاورد دیگری است که به تبع آن بدون شک شبکه های مردمی وسیعی در تمام مناطق احواز برپا خواهد شد .
  • ارتباط داخل و خارج بشکل منظم و همکاری متقابل فکری در راستای به ثمر نشاندن فعالیت های داخل یکی دیگر از این دستاورده بود .
  • پیوند همه اقشار بدور از گرایشات و تعلقات قبیله ای و منطقه ای و حزبی نشان داد که می توان موانع را درهم شکست و به یک وحدت در هیئت ملت دست پیدا کرد . این امر می تواند و باید زمینه تمام فعالیت های بعدی فعالین و رهبران جنبش در داخل باشد.
  • برای اولین بار مظلومیت ملت عرب انعکاس داخلی وسیع پیدا کرد و تبلیغات کور پان ایرانیست ها علیه ملت احواز در سطح ملت فارس را به چالش کشاند.
  • و مهمتر از همه چیز نیاز به ” تشکیلات ” در داخل  را در سطح فعالین بمثابه یک ” ضرورت ” با شدت بیشتر مطرح ساخت.

ضعف ها و قوت های اللجان الشعبیه یا کمیته های مردمی

این موارد از ضعف البته به هیچوجه از عظمت کار کمیته ها نمی کاهد و هدف از بیان این ضعف ها کم کردن از شأن دوستان و کمیته ها نبوده و نیست، بلکه برعکس هدف تقدیر از آنهاست تا بتوان با رفع این ضعف ها، در آینده بهتر و منظم تر در جهت خدمت رسانی به مردم کار نمود . در واقع ضعف های کمیته ها به هیچوجه ضعف های فردی نیست بلکه بدلیل جو خفقان و سرکوب و فضای امنیتی و همچنین مواجه شدن با تهدید بزرگی در حجم سیل و پروژه کوچاندن ملت بوده است. طبیعی است که بعضی از مسائل فراموش شود و یا اینکه نتوانند جای پایی برای خود در کار کمیته ها پیدا کنند . از اینرو یاد آوری این مسائل کمک می کنند تا در آینده بتوان با برنامه منظم تری به مقابله با دشمن و در کمک به ملت شتافت.

اولا:  کمیته ها بر اساس روابط و مناسبات دوستانه قبلی شکل گرفته بود.

 تشکیل کمیته ها با پیوند افرادی که از قبل همدیگر را می شناختند، شکل گرفت . این البته ضعف نیست اما اگر فضای رفیقانه و دوستانه حاکم بر کمیته ها تبدیل به روابط و مناسبات منضبط ” سر ” و ” بدنه ” نشود ، و برای این روابط و مناسبات ، چارچوب انضباطی پذیرفته شده ایجاد نگردد، این روابط دوستانه در جاهایی به کلیت کمیته ضربه وارد می سازد و بعنوان مانع عمل می کند.   

ثانیا: لیدرهای کمیته ها افراد خوش نام و محترم و دلسوز و اجتماعی هستند و این ویژگی باعث پیروی بقیه شده بود.

اما این امر بتنهایی کافی نیست. این ویژگی مثبت می بایست در کار سازماندهی ، از یک فرد به یک شخص مسئول و فرمانده ارتقاء پیدا کند و مشخصات فرماندهی به خود بگیرد تا قاطعیت پیشبرد کارها را تضمین کند . ضرورت داشتن سر و فرمانده و مسئول در هر کاری و ضرورت حرف شنوی از آن از مهمترین دلایل موفقیت در کارهاست. این بدان معنی است که برای همه افراد کمیته مشخص باشد که چه کسی حرف نهایی را خواهد زد و باید از حرف او و دستورات او اطاعت کرد تا کارها بشکل منظم پیش برود.

ثالثا: تقسیم وظائف و لزوم پاسخگویی افراد و اعضای کمیته به مسئول کمیته نسبت به روند انجام کارها.

این امر در بیشتر کارهای کمیته ها یا کم رنگ و یا اساسا وجود نداشت و حتی در جاهایی با مقاومت افراد به گزارش گرفتن مواجه می شد. اساس یک کار منظم در این است که وقتی کارها و مسئولیت یک فرد مشخص شد، فرد باید نسبت به انجام مسئولیت خود پاسخگوی کمیته خود باشد. به کمیته گزارش انجام کارها را بدهد و  آمادگی این را داشته باشد که اگر درست کار نکرده بود، کارش تصحیح شود. در بعضی از کمیته ها و در بعضی از مناطق ، کمیته کنترلی روی نحوه توزیع تا پایان کار نداشت و این بدلیل عدم گزارش دهی و حسابرسی بوده است.

 

 

 

 

 

دفاع ملت احواز از فعالان احوازی بازداشت شده توسط سپاه و اطلاعات ایران

نقاط قوت کمیته ها

اولا: با وجود محدودیت امکانات، توانستند به سرعت امکانات ملت را استخراج کرده و از پتانسیل مردمی به بهترین شکل استفاده نمایند.

ثانیا: بسرعت توانستد شبکه های خود را سراسری کنند.

ثالثا: به بهترین وجه و با توجه به امکانات محدود خود توانستند از میدیا و رسانه های اجتماعی استفاده کرده و همه را فعال کنند.

رابعا: با وجود دستگیری ها توانستند خود را بازسازی کرده و از توان دیگران به بهترین وجه استفاده کنند.

مقابله رژیم در برابر اللجان الشعبیه و دلایل آن

حاکمیت ایران زمانی که دید مردم نه فقط زمین و روستاهای خود را ترک ننمودند،  بلکه به یک مقاومت همه جانبه علیه سیل سیاسی دست زدند، و به تشکل و سازماندهی روی آوردند، به وحشت افتاد. رژیم ایران تنها راه مقابله با این مقاومت را در سرکوب کمیته های مردمی یافت و برای جلوگیری از این تشکل های خود جوش که در بطن خود، سازمان یافتگی ملت و ایجاد تشکیلات سراسری را نوید می داد، اقدام به دستگیری افراد فعال آن نمود.

آرشیف: دستگیری فعالان احوازی عضو کمیته های مردمی

واقعیت این است که دشمن در هراس و وحشت از سازمان یافتگی مردم، در کمیته های مردمی علائم زیر را تشخیص می داد:

 اولا:‌ ترس از سازمان یابی و سازمان یافتگی جنبش در داخل بشکل حرفه ای،

ثانیا: پیدایش تشکیلات و سازمان سراسری و رهبری آن و تشکیل کادرهای منضبط،

ثالثا: از بین رفتن تمام تلاش ها در جهت ایجاد یک بدیل خود ساخته در میان ملت احواز.

این مقاله ادامه دارد.

نویسنده: عبدالخالق جرفى

 

مسئولیت مطالب، نظرات و عقاید مندرج در مقالات به عهده نویسندگان مقاله می باشد و مرکز مسئوليتى در قبال آن ندارد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن