مقالات

تضادهای جنبش ملی احواز و وظائف آن

ضرورت بحث

یکسری معضلات و مشکلات در مسیر جنبش ملی احواز قرار دارد که هر زمان مبارزه حاد و شدت می یابد ، بنا به طبیعت خود ، شروع به عمل می کند . این مشکلات و معضلات، به عنوان تضادهایی سر راه مبارزه ملت احواز قرار می گیرند که نمی توان آنها را نادیده گرفت و نه می توان گذاشت بخودی خود و در یک سیر زمانی مشخص ، حل و فصل شوند . یعنی بروز و عملکرد آنها تماما در اختیار جامعه نیست. در مقابل ملت احواز دشمنی قرار دارد که از همه وسایل برای ضربه زدن به حرکت این ملت و جنبش آن استفاده می کند. و می تواند در فعال شدن آنها نقش داشته باشد. وظیفه ملت احواز در این مرحله نیازمند هوشیاری بالاست و اینکه در دام رژیم نیفتد و این تضادها را به نفع دشمن فعال ننماید. و در این نوشته سعی شده است به یکایک این أمور اشاره شود و در حد توان این نوشته به آنها پرداخته شود.

هدف رژیم در تمام مراحل مبارزه با ملت احواز، فعال کردن تضادهایی است که می توانند مسیر مبارزاتی ما را به انحراف بکشاند و در صفوف ملت شکاف و تفرقه بیاندازد تا توان و پتانسیل جنبش را به تباهی بکشاند و از تمرکز روی مساله اصلی که همانا رژیم جمهوری اسلامی ایران است، باز دارد . در مقابل، ملت نباید به رژیم اجازه بدهد این تضادها که در  جامعه ما حضور مادی و به تبع آن ذهنی دارند و در مسیر مبارزه ما قرار دارند و یا قرار خواهند گرفت، فعال سازد . هدف دشمن مشغول کردن مبارزه ما با تضادهایی است که اکنون موضوع مبارزه ملت احواز نیست و نمی توانند باشند تا در سایه آن، جنبش این ملت را درگیر خود کرده و توان انها را تضعیف سازد و بدین شکل براحتی و بسادگی ، ملت احواز را سرکوب کند .

تضادهایی که رژیم می تواند با فعال کردن آنها صف واحد ملت احواز را دچار شکاف و تفرقه کند:

۱) تضاد قبیله ای

در این مورد صحبت ها زیاد شده و مقالات فراوان نگاشته شده است. بعضی ها با ارائه نقاط مثبت آن، به دفاع از قبیله و نقش آن در حفظ هویت عربی و بویژه در نبود سازمان و حزب رهبری ، تاکید می کنند و بعضی ها روی نقاط منفی و مخرب آن که اساسا عدم پیدایش یک تشکل سراسری و سازمان یافته مدرن را ناشی از حضور همین قبیله ارزیابی می کنند . قبیله در یک پروسه رشد اقتصادی و عبور جامعه از یک اقتصاد سنتی به یک اقتصاد مدرن تغییر خواهد کرد و تفکرات قبیله ای را هم با خود به تاریخ خواهد سپرد .

در شرایط کنونی ، قبیله و تفکرات قبیله ای و  منطقه ای موجود است و در بعضی جاها پر رنگ و در جاهای دیگر کم تاثیر می باشد . طبعا در مسیر مبارزاتی ملت ، قبیله و تفکرات قبیله ای بعنوان مانع عمل می کنند ، این عملکرد در جاهای مختلف به اشکال مختلف ظاهر می شود . در اینجا ما با عملکرد خطرناک آن که ” واسطه ” شدن آن جهت حل و فصل تضادهای حاکمیت است ، سر کار داریم . این واسطه شدن دو کارکرد امنیتی و ضد مبارزاتی دارد . کارکرد امنیتی آن ” مزدور شدن ” (بعضی از) شیوخ قبیله و تبدیل شدن آن به ابزار کار دشمن است. و کارکرد ضد مبارزاتی أن پررنگ نگه داشتن تفکرات قبیله ای و برجسته کردن شیخ بجای رهبری سازمان یافته و قبیله و عشیره بجای حزب و تشکل مردمی است .

این تضاد ، تا زمانیکه مبارزه ما ضد سلطه گری مرکز و ضد مناسبات استعماری است ، نباید فعال شود و این بدان معنی است که با قبیله و شیخ قبیله نباید تضاد کار کرد و توده مردم را علیه آنها بسیج نمود. اما می توان و باید، آن دسته از سران قبایل که به حلقه واسط رژیم تبدیل شده اند را رسوا کرده و از مردم در یک کار فشرده توضیحی خواست که علیه آنها موضع بگیرند و آنها را طرد کنند. همچنین آن دسته از شیوخی که زیر بار واسطه گری و مزدوری رژیم نمی روند را تشویق و حمایت کرد. و این نه به معنای پیوستن به آنها و بلکه جذب آنها به جنبش ملی است تا بتوان حمایت آنها را بدست آورد. بدین وسیله می توان تلاش رژیم برای جهت فعال کردن این تضاد علیه منافع جنبش ملی احواز را علیه و ضد آن هدایت نمود.

همچنین باید تلاش شود تا تشکل هایی در هر محله و منطقه و شهر و روستا بوجود آورد و بدین وسیله نیروی ریزشی در این پدیده بوجود آورده و در مناسبات مردمی و ملی  سازمان دهی شود.

۲)تضاد مذهبی

ملت ما دارای مذاهب مختلفی است. ما باید اینرا امری طبیعی بدانیم. مذهب شیعی و مذهب سنی و مذهب صائبی، (باضافه اندک شماری از مسیحیان ویهودیان) ارکان اصلی این مذاهب و ادیان است. در دستگاه تفکر امنیتی رژیم، می توان آن را تبدیل یه یک تضاد نمود. گرایش های افراطی در این مذاهب را تقویت کرده و علیه دیگران به دشمنی بپا خیزند. چنانکه در زندان در موارد زیادی مشاهده شده است. بویژه اکنون که حشد الشعبی و حزب الله لبنان وارد احواز و شهرها و روستاهای آن شده اند، این امر می تواند بعنوان یک تضاد فعال شود، ملت احواز باید نسبت به آن هوشیار باشد. تکیه ملت احواز الزاما باید روی مفاهیم وطن و رژیم ایران (دشمن) تمرکز کند دشمن همانطور که در عراق برنامه تفرقه انداختن را پیش برد، می تواند در صورتیکه ملت احواز هوشیار نباشد همین برنامه را در احواز پیش ببرد . شک نیست که نیروی امنیتی دشمن روی این موضوع کار می کند و در میان نیروی مذاهب، عناصر خود را وارد نموده است. او می تواند نسخه عراق را پیاده کند، می تواند گروههای ساختگی از هر دو مذهب درست کند و وابستگان ایندو را بجان هم بیاندازد . می تواند یک بار از طریق یک تشکل خود ساخته شیعی یکی از مراکز و یا افراد تاثیر گذار مذهب سنی  را با یک عملیات از بین برده و بار دیگر بعنوان عکس العمل نیروی سنی ، بنام یک تشکل خود ساخته سنی علیه شیعیان وارد انتقام شود. ملت باید نسبت به این قبیل برنامه هایی که در عراق و سوریه و جاهای مختلف به اجراء درآورد، هوشیار باشد. باید علیه زمینه سازی این قبیل عملیات و کشتار و تفرقه انداختن موضع گرفته شود. زمینه سازی در ابتدای کار با حرف و کلام و دشنام و مواضع تند علیه همدیگر شروع می شود. تمام کسانی که جنگ مذهبی راه می اندازند بدون شک در دستگاه امنیتی رژیم هستند. هیچوقت فریب نام افرادی که این جنگ های کلامی را راه می اندازند را نباید خورد. هرکس و در هرجا که باشند، باید بداند که با رژیم کار می کنند و یا تحت نفوذ رژیم هستند و باید مردم را از هم اکنون و در هر مرحله ای از پیدایش نطفه های چنین تفرقه اندازی ، آگاه کرده و نقشه های دشمن را خنثی سازد .

۳)تضاد ملی و قومی

سرزمین ما بدلیل سیاست تغییر بافت جمعیتی، در بعضی از مناطق و شهرها از حالت یکسان و خالصی خود درآمده است. نیروی مهاجر در احواز و بعضی از شهرهای آن، اسکان داده شده اند . این زمینه ای است برای استفاده دشمن جهت منحرف ساختن مبارزات ملت ما می تواند باشد. این تضاد واقعی است اما در این مرحله فعال کردن آن درست نیست. رژیم می كوشدبا فعال کردن آن، ما را بجان هم بیاندازد. در حالیکه گرایشات استقلال طلبانه و یا فدرالیسم در بخش لری و بختیاری رو بصعود است و این بسود مبارزات تمام ملت های ساکن در ایران است. طبعا در هر دو سوی این ملت ها، نیروهای افراطی هستند که بجای تیز کردن دشمن اصلی که همانا رژیم است وارد تضاد ملیتی و قومی بین خود می شوند. مشکل مهاجرین در احواز در یک پروسه درست و مسالمت آمیز قابل حل است و نباید گذاشت دشمن فتنه ایجاد نماید. بهمین خاطر باید تلاش کرد در این مرحله از مبارزه، آنها را در صف خود علیه رژیم داشته باشیم و یا لااقل خنثی نگه داریم . رژیم در میان این قوم و ملت، روحیه پان ایرانیستی تزریق کرده تا در این منطقه علیه ملت عرب تبلیغ نموده و حتی وارد تقابل شوند. پس نباید در دام این ترفندها قرار گرفت. هر تضادی تا وقتی که به خدمت کامل دشمن در نیاید، نباید به آن بهایی مستقل داد.

۴)تضاد داخل و خارج

ملت ما همچون تمامی ملت های تحت ستم ، بدلیل شرایط اختناق و سرکوب نمی تواند در داخل، سازمان سیاسی علنی و فعال داشته باشد مگر اینکه یا باید تحت نظارت و حمایت عناصر امنیتی باشد و یا اینکه بعد از مدتی متلاشی و اعضای آن دستگیر می شوند. لاجرم بخشی از نیرویی که در داخل فعالیت می کرد و بدنیال دستگیری ها و اعدام ها مجبور به مهاجرت به خارج شد، توانست در خارج سازمان سیاسی خود را بوجود آورده و وضع موجود ملت احواز را به گوش جهانیان برساند. سازمان ها و احزاب در خارج از کشور برحسب مقدورات و توانایی خود ، صدای ملت در خارج ، بشمار می آیند . دژیم در صدد است تا به مردم احواز و جهانیان بقبولاند که احواز یک ملت نیست و از طرف دیگر سازمان ها و تشکل های موجود در خارج را بی خاصیت و مزدور کشورهای دیگر معرفی کند. اما واقعیت این است که سازمان ها و احزاب وجود دارند و فعالیت مثمری را انجام می دهند. همین تشکل ها و سازمان ها بودند و هستند که فریاد داخل را در جهان منعکس کرده و می کنند.

پس تضاد در کجاست و دشمن چگونه از این تضاد استفاده می کند؟ تضاد در نگاه داخل و خارج به همدیگر است. داخل رکن و پایه جنبش ملی است و بقیه مسائل بر روی این رکن اصلی بنا می شود. رهبری و فرماندهی تمام فعالیت ها در داخل بدست خود فعالین داخل صورت می گیرد. رهبران اصلی جنبش همین عناصر داخل می باشند. اما رهبری جنبش در خارج از کشور بوسیله احزاب و سازمان هایی که در خارج هستند صورت می گیرد. داخل نباید به این سازمان ها بعنوان رقیب نگاه کند همچنانکه سازمان های خارج نباید خود را رهبران این جنبش قلمداد نمایند. سازمان های خارج در حال حاضر نقش انعکاس مبارزات داخل را بعهده دارند و در صورتی که در این زمینه نقش اصلی و غیر قابل جایگزین را پیدا کنند تبدیل به سخنگویان جنبش ملی خواهند شد. سخنگویی که در ارتباط مستمر با داخل فعالیت هایش را پیش می برد. و در داخل شروع به تاثیر گذاری می کند. در این نقطه است که پیوند خارج با داخل شکل می گیرد و رهبری جنبش داخل و خارج در یک تقسیم کار واقعی، تثبیت می شود. در این زمان است که می توان گفت، ملت ما صاحب یک سازمان رهبری کننده شده است که در دو حوزه داخل و خارج عمل می کند.

حال دشمن می خواهد ملت احواز را به نقطه غیر بازگشت برساند. بهمین دلیل در وهله اول تلاش می کند تا داخل را از خارج جدا کند و فعالان در خارج را در چشم ملت احواز بدبین نماید. افرادی که در خارج هستند همان هایی بودند که در داخل فعالیت می کردند، زندان رفتنند و شکنجه شدند و بهمین دلیل در صورت ماندن در داخل می بایست یا سکوت می کردند یا فراری و دربدر و در نهایت مجددا دستگیر و روانه زندان شوند.

برای خنثی کردن توطئه های رژیم بایستی این رابطه در هر شکلی که عنصر فعال داخل بلحاظ امنیتی صلاح می داند، برقرار شود تا این سازمان ها و تشکل های در خارج بتوانند با تظاهرات، با صدور بیانیه ، با رفتن به مجامع بین المللی ، صدای ملت در خارج از احواز باشند .

توجه داشته باشیم که ملت احواز کانال تلویزیون ماهواره ای است که بشکل حرفه ای و ٢٤ ساعته برنامه مستقیم پخش می کند، و هیچ گروه مخالف نظام ایران باستثنای سازمان مجاهدین خلق چنین امکانی ندارد. سازمان هایی موجود است که یک مبارزه مسلحانه با انبوهی شهدا را تجربه کرده اند. همه اینها را با سازمان های ایرانی اگر مقایسه کنیم، باید از وجود چنین تشکل هایی با هر گرایشی که نمایندگی می کنند ، دفاع کرد. ضعف ها و کمبودها ، رقابت های ضد مبارزاتی و حتی در بسیاری جاها بی برنامگی ها وجود دارند که باید با دیدی مثبت و سازنده نقد نمود ، اما نباید اجازه داد دشمن وجود چنین توانایی را از زبان خود ملت احواز نفی کند و یا زیر علامت سوال ببرد .

استراتژی های مختلف و تضادهای موجود

مشی مسلحانه و مشی مسالمت آمیز، دو شیوه و ابزار مبارزاتی است و نمی توان یکی را بخاطر دیگری نفی نمود. هر دو مشی را می توان و باید استفاده کرد. هرکدام در زمان خودش مثمر است. اما باید دانست، در زمانی که ملت در تکاپو است و در صحنه حضور دارد، نباید اقدام مسلحانه نمود، زیرا دستاوردها را به باد می دهد. در زمانی که اختناق بشکل کامل برقرار است و هیچ روزنه ای برای نفس کشیدن نیست، اقدام مسلحانه جهت شکستن فضای رکود و تقویت روحیه خودی و ضربه به روحیه دشمن  کارکرد دارد. همچنین وجود بازوی نظامی نیاز مبرم و ضروری است. تحولات هرگونه که باشد ، نیازمند است که یک نیروی مسلح برای حفاظت از دستاوردها موجود باشد.

ملت احواز نباید در دام دشمن بیفتد و صف واحد ملت را با این دو مشی شقه کند. اکثر انقلابات با این دو شیوه به ثمر نشست.

در حال حاضر، تشکل هایی در داخل فعالیت قانونی و مسالمت آمیز انجام می دهند، شکی نیست که هرکدام از آنها هم زیر نظر نهادهای امنیتی هستند و هم از آنها برای سوپاپ اطمینان استفاده خواهند کرد، اما این امر نباید ما را با این تشکلات تا زمانی که دستاوردهای مثبتی دارند به تضاد کار کردن و دشمنی وادارد. برعکس تا زمانی که کارکرد آنها به برقراری فضای مبارزاتی کمک می کند، باید حمایت همه را کسب نمود. همچنین در زمینه همکاری با این نوع از تشکل ها، بدلیل اینکه نیروی امنیتی چه از درون و چه بیرون مراقب آنها می باشد و آنها را کنترل می کند، باید با هوشیاری امنیتی و سیاسی وارد شد.

تضاد سازمان های عرب احوازی با سازمان های سراسری ضد حاکمیت

دشمن تلاش می کند تا مبارزات ملت ما را از مبارزات سایر ملل و بویژه مقاومت سراسر، جدا نگه دارد. ما باید تلاش دشمن در این زمینه را خنثی سازیم. چه نیازی به این کار داریم؟ طبعا جریان های مخالف رژیم در حال حاضر باستثنای چند نیرو، در مخالفت شدید با جنبش ملی احواز هستند. مساله اصلی آنها وحدت جغرافیایی است و این برای آنها یک اصل خدشه ناپذیر است. با این همه سازمان های احواز باید تلاش کنند تا با آن بخش از جریان هایی که حق ملی ملت احواز را برسمیت بشناسند ، وارد بحث و مناقشه شوند و در مینیمم، آنها را نسبت به مساله ملی و اهداف آن آشنا ساخته و آنها را در کنار خود قرار داد. و با بخشی که بدلیل عدم آشنایی با اهداف کوتاه مدت ملت احواز، ترسان از جنبش ملی احواز، در سکوت قرار گرفته است، و یا تحت تاثیر تبلیغات دشمنان ملت احواز و بویژه پان ایرانیست ها هستند، بایستی با توضیحات و روشنگری ها ، آنها را از احتمال پیوستن به جبهه دشمن در تبلیغات و مواضع سیاسی علیه خودمان دور نگه داریم .

نويسنده: عبدالخالق جرفی

مسئولیت مطالب، نظرات و عقاید مندرج در مقالات به عهده نویسندگان مقاله می باشد و مرکز مسئوليتى در قبال آن ندارد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن