مقالات

پیرامون سیرک باصطلاح افشاگری بعضی از مهره های رژیم در جریان سیل احواز

 این روزها در جریان جنگ و دعواهای توخالی مهره های رژیم و افشاگری علیه همدیگر، مساله سیل احواز به یکی از موضوعات افشاگری ها تبدیل شده است. هر چند یک بار، یک کلیپ و یا یک نوشته از این یا آن نماینده یا شخص حکومتی، بیرون داده می شود و با هدف قرار دادن یک فرد یا یک ارگان بی خاصیت، سعی در وارونه نشان دادن عمق فاجعه سیل و اهداف آن دارد. اما واقعیت همان است که ملت احواز بدرستی آن را درک نموده و با پوست و گوشت خود لمس نمود و آن پروژه نابودی یک ملت و تغییر یک هویت برشمرد. کلیت نظام ایران اسلامی بمنظور محو هويت ملت احواز بطور هماهنگ کار كرده و اين پروژه به عنوان اصلی ترین پروژه رژیم که در تمام دوران حاکمیت خود آن را بشدت دنبال نموده، بشمار می آید . سمت دادن آب های سیل و باران و رودخانه ها به سمت زمین ها و دیگر مناطق، یک سیاست برنامه ریزی شده است و از پروژه انهدام یک ملت نشات می گیرد. هدف این حاکمیت در اقلیت قرار دادن ملت احواز در سرزمین خودشان است. و این امر با مهاجرت دادن دهها هزار احوازى چه با زور و تصاحب زمین های آنان به بهانه های مختلف و چه با فشارهای اقتصادی و اجتماعی در سرزمین خودشان و دادن تسهیلات و امکانات بهتر در مناطق فارس نشین از یک طرف و از طرف دیگر ایجاد امکانات و تسهیلات بسیار، برای مردم غير احوازى در استان های دیگر جهت مهاجرت به  شهر ها و روستاهاى احواز  صورت گرفته و می گیرد .

اما چرا اکنون این افشاگری ها صورت می گیرد و هدف از پحش آن بشکل علنی و در مجلس و تلویزیون جمهوری اسلامی و در رسانه های ارتباط جمعی چیست ؟ حاکمیت ایران اسلامی به هیچ وجه به مخیله اش نمی گنجید که ملت احواز به این شکل از زمین ها و مناطق خود دفاع کند و در برابر سیل مقاومت کند و جان را فدیه زمین و مناطق خود سازد. اینک حاکمیت می بیند که این سیل نه فقط کمر ملت را نشکست، بلکه به او بعد از اینهمه دستگیری ها و اعدام ها و محنت ها ، قوت بیشتر بخشید . ملت را نه فقط متحد ساخت، بلکه حاکمیت را با تمام ارگان ها و جناح بندی های آن، بعنوان ” دشمن ” به ملت شناساند. این سیل چهره بسیاری از نفوذیان درون این ملت را عریان ساخت. نفوذیانی که از عقاید مذهبی برعلیه این ملت استفاده می کنند و یا در زمان های انتخابات و شرایط انفجاری نقش منحرف ساختن مسیر مبارزات ملت را بازی می کنند. حاکمیت ایران اسلامی به چشم می بیند که تلاش سالیان این آیه الله و یا آن شیخ قبیله (وابسته به نظام ونه تمام شيوخ) همدست آنان برای کنترل اوضاع، اینک در بسیاری از جاها باد هوا شده است. مناطقی که از نظر حاکمیت اسلامی و سپاه، ” مناطق سبز امنیتی ” بشمار می آمدند، اینک از دست رفته بشمار مي ايند. ملتی را می بیند که ” وحدت ” پیدا کرده اند، جوانان آنها، زن و مرد، در مجموعه های خود جوش، با تمام توان، در خدمت ” ملت ” و ” سرزمین آباء و اجدادی ” به شکل ” منظم ” عمل می کنند. حاکمیت و نیروی سرکوبگر با نگاه به صحنه در یافته است که ملت با انگیزه ای فراتر از مذهب و قبیله دست در دست گذاشته و از بقای خود دفاع می کند. اینها علائم خطرناکی برای حاکمیت سرکوب است، حاکمیتی که خود را برای یک نبرد نظامی با یک غول نظامی مهیا می کند. این علائم، حاکمیت را وادار می سازد تا صحنه موجود را به شکل دیگری تغییر دهد . حاکمیت ایران می خواهد با قربانی کردن یک تعداد اشخاص و حتی ارگانی خاص ، کلیت نظام را تبرئه سازد و این شک را در میان ملت احواز ایجاد کند که ” دشمن ” حاکمیت نیست. بلکه تعدادی از افراد بی صلاحیت که چه بسا تمایلات ضد عربی دارند ، صورت گرفته است . او می خواهد مناطق سبز خود را مجددا بدست بیاورد . اما دیگر دیر شده است. پس:

  • نباید بگذاریم حاکمیت اذهان را از یک پروژه انهدامی به یک ندانم کاری این یا آن فرد یا ارگان و یا حتی ضدیت های شخصی یک سری افراد تنزل دهد و بدین وسیله ، میان صف متحد ملت نسبت به ” دشمن اصلی ” شکاف ایجاد نماید.
  •  نباید بگذاریم حاکمیت ، عناصر افشاء شده و همکار خود را مجددا به میان صفوف ملت وارد کند . نقش این افراد تبرئه کردن کلیت نظام و نشانه رفتن روی افرادی است که بود و نبود آنها کمترین تاثیری بر ضدیت این حاکمیت با ملت عرب احواز ندارد.
  • مجموعه های کمک رسانی نباید به این افراد فرصت طلب اجازه دهند کنترل کارها را بعهده بگیرند.
  • اهمیت این کلیپ ها و این افشاگری های فقط در دادگاه های بین المللی است که نشان می دهد ملت عرب احواز بشکل برنامه ریزی شده ای مورد هدف نابودی قرار گرفته است .

بدين سبب ملت احواز سیل برنامه ریزی شده برای انهدام ملت احواز را به ابزاری برای نابودی رژیم تبديل مى كند. بنابر این نکات مهمی که الزاما باید مد نظر قرار داد بدین قرار است:

  • سیل یک پدیده طبیعی است و عملکرد انهدامی آن عدم شایستگی حاکمیت جمهوری اسلامی را نشان می دهد.
  • اما این پدیده طبیعی که می بایست جهت حمایت از شهروندان ، کنترل و مهار شود ، جهت نابودی یک ملت بکار گرفته شده است.
  • همه گزارشات حاکی است که از قبل از دو ماه ، حکومت ایران می دانست که با یک سری باران هایی مواجه خواهد شد و این در حالی است که سدها لبریز از آب بود است.
  • در حالیکه مردم در زمان قبل از باران و سیل به آب نیاز مبرم داشتند ، و بخاطر آب ، دهها اعتراض خیابانی راه انداخته بودند ، حکومت ایران از بازکردن قسمتی از دریچه های سد برای آب رسانی به زمین ها و مزارع مردم امتناع می کرد و مستمر از خشکسالی سخن می گفت.

  • اما اینک و با شروع باران ها و سرازیر شدن آب از مناطق دیگر به سمت احواز و شهرها و روستاهای آن ، دریچه های سد یکی پس از دیگری به سمت زمین ها و روستاها گشوده شده است. و این در حالی است که مناطق هور و زمین های نیشکر شهر احواز – عبادان می تواند این فاجعه را تقلیل دهد. ولی حاکمیت ترجیح داده است تا با حفظ تاسیسات حکومتی از این فرصت بدست آمده برای کشتن یک ملت استفاده کند .
  • هدف حاکمیت ایران ، کوچاندن ملت احواز به سمت مناطق غیر عربی است . و تصاحب تمام این زمین ها و دادن آنها به افوام دیگر می باشد.
  • خروج از این زمین ها و مناطق به معنی برگشت ناپذیری است. تجارب تمام مهاجرت های دیگر همین را نشان می دهد.
  •  بهمین دلیل حکومت ایران تلاش می کند تا مانع ایجاد سد برای مهار آب بوسیله مردم شود و در هر فرصتی آن را تخریب می کند ، تا غرق شدن مناطق شکل سریع تری بخود بگیرد . برای این کار حتی اگر لازم باشد باید با سلاح از آن دفاع نمود.
  • حکومت ایران از انحراف جریان آب به سمت مناطق غیر مسکونی جلوگیری می کند و به دستگیری این افراد می پردازد.
  • حکومت با بوق و کرنا و با خطرناک خواندن جریان آب و لزوم فرار، بیرون آمدن مردم از مناطقشان را تبلیغ می کند و از طرف دیگر با آوردن اتوبوس ها و بازکردن برخی از پادگان ها تنها راه خروج را نشان می دهد و فشار را روی تمام کسانی که خواستار ماندن در مناطق خود هستند را بشدت افزایش داده است.
  •  بهمین دلیل از کمک رسانی مردم به همدیگر ممانعت بعمل می آورد. و این در حالی است که خود هیچگونه کمک و یاری به این سیل زدگان و محصورین در آب نمی کند.
  •  ملت ما باید بداند ، خروج از مناطق عربی و رفتن به مناطق غیر عربی را باید مرز سرخ خود قرار دهند ، می توانند فرزندان و بیماران را به مناطق امن ببرند ولی تا جایی که امکان دارد ، فقط برای چند ماه مقاومت کنند.
  • رفتن به پادگان ها را تایید نکنید ، پادگان ها ابزاری برای فشار بیشتر روی مردم جهت پذیرش رفتن به شهرهای دیگر است.
  •  وضعیت کل حاکمیت در ابهام است. با وارد کردن سپاه در لیست تروریستی ، آمریکا وارد مرحله ای جدید با این حکومت ضد انسانی می شود.
  •  سازمان کار یک مبارزه کوتاه مدت در همین ایام بوسیله رشید ترین جوانان این ملت پایه گذاری شده است و همگان را به تحسین واداشته است. پس فقط باید مقاومت کرده در این شرایط منضبط عمل کنیم.

نوسينده: عبدالخالق جرفى

مسئولیت مطالب، نظرات و عقاید مندرج در مقالات به عهده نویسندگان مقاله می باشد و مرکز مسئوليتى در قبال آن ندارد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن