مقالات

پیرامون حضور حشد الشعبی در احواز

چرا حشد الشعبی وارد احواز شد؟

سناریویی که ملت ما باید نسبت به آن هوشیار و آماده باشد بعد از قرار دادن سپاه در لیست تروریستی آمریکا ، رژیم جمهوری اسلامی ایران دریافت که دیگر نباید به فکر دقیقه آخر بازی باشد . تصور این بود که آمریکا در حال فشار روی ایران برای تسلیم شدن به شرایط جهانی است و بهمین دلیل ، رژیم می تواند در دقایق آخر و وقتی دید دارد بازی را می بازد ، وارد مذاکره و امتیاز دهی خواهد شد و ترامپ و تیم جهانی اش را خلع سلاح خواهد کرد . اما زمانی که ستون فقرات حفاظت نظام در لیست تروریستی قرار گرفت و از جمله اهداف نظامی آمریکا تلقی شد ، این خوش باوری بر باد رفت . اینک رژیم می داند که او یک هدف نظامی برای آمریکا است و کمترین بهانه ای می تواند به نقطه برگشت ناپذیر تبدیل شود . طبعا ترکیه بعنوان کشوری که مرزهای مشترکی با ایران دارد ، جانب ایران را گرفته است . بهمین دلیل خیال نظام از این بابت می تواند راحت باشد . اما دو نقطه و منطقه ، می تواند صحنه را به ضرر رژیم تغییر داده و باعث سرنگونی آن شود . یکی خلیج است و دیگری عراق و احواز می باشند . در تفکر حاکم بر ایران ، سناریوی عراق روی ایران قابل اجرا نیست . یعنی آمریکا به هیچوجه پایش به تهران نخواهد رسید و آمریکا هم به این کار تن نخواهد داد ، اما آمریکا می تواند در دو جا ایران را وادار به تسلیم سازد . آمریکا با حضور نظامی و جنگی در خلیج، راههای مواصلاتی رژیم را خواهد بست و در احواز مشابه دوران ١٩٩١ عراق ، کردستان دیگری را وارد معادله خواهد نمود . اما این مکان احواز است و نه کردستان ایران .

فرمانده حشد الشعبی همراه با قاسم سلیمانی در جلسه بحران در احواز

احواز به سه دلیل انتخاب می شود : اول و مهمتر از همه چیز نفت آن است که بمثابه شاهرگ حیاتی رژیم عمل می کند . دوم مرز زمینی پست و هموار آن با عراق. آمریکا مهمترین پایگاه نظامی در عراق ایجاد کرده و مستمر به آن وسعت می دهد . و سوم پتانسیل مردمی آماده برای جنگیدن با رژیم در احواز که بویژه در این سیل خود را بشکل تمام نشان داد . سپاه باید در این نقطه خود را برای یک درگیری محتمل آماده سازد . و در این نقطه از تمامیت این نظام دفاع کند . اولین کاری که سپاه در رابطه با این سناریو در داخل احواز می تواند انجام دهد ، برگرداندن اعتماد آن دسته از مردمی است که به دست آوردهای اندک قانع بودند ولی با این حال سرکوب می شدند . اعتماد آن دسته از مردمی است که تا قبل از سیل ، به دنبال آزادی سرزمینشان نبودند و نسبت به آنچه داشتند تا میزان زیادی قانع بودند و حداکثر مطالبات آنان جابجایی مهره ها و مناصب از غیر عرب به عرب و یا تغییر اسامی شهرها و یا در حداکثر آن برسمیت شناختن حق تحصیل به زبان مادری بودن . ولی اینک همین ” حوزه نفوذ سابق رژیم ” به شعار ” می میریم ولی زمین مان را نمی دهیم” . ” می میریم ولی مهاجرت نمی کنیم ” پیوستند . این برگرداندن اعتماد و جذب آنها از توان سپاه ، که دشمنی اش بر ملت عرب و حتی آن حوزه نفوذ ، به اثبات رسیده ، کار ساده ای نیست . او از حشد الشعبی که هم در مذهب و بالاتر از آن در بافت عشیره ای ، پسر عموهای هم دیگرند ، کمک گرفته است . حشد الشعبی ها را اینک می خواهد این ” جوش شکسته ” را لحیم دهد . او با خود غذا ، و وسایل سیل بند و نیروی انسانی که همگام با ملت کار کمک رسانی را انجام می دهد ، به احواز گسیل کرده است . او می خواهد با این کمک رسانی ، مردم ” هم عشیره های این طرف مرز ” را در یک تفکر عشیرتی ، به نوعی ” خجالت زده ” خود سازد تا احساسات طغیان شده آنان را بدین شکل تا حدودی ” سرد و آرام ” سازد و در درون آنها نفوذ کرده و صف متحد آنها را متلاشی سازد . در کنار آن، دستگیری های نیروهای اصلی کمک رسانی ، یعنی ، کمیته های مردمی یا ” لجان الشعب ” را خود سپاه و نیروی امنیتی بعهده بگیرد . این دو کار مکمل هم هستند . یکی را جایگزین دیگری نمودند . سپاه می داند کمیته های مردمی که خودجوش شکل گرفتند و رشد یافتند ، می توانند ارگان های رهبری این ملت در شرایط مختلف بشوند . پس آنها را زیر نظر می گیرد . فعالیت آنها را منع می کند . آنها را دستگیر می کند و نیروهای عرب هم سنخ خود را در این کمیته ها جای می دهد . برای ملت ما و فعالین آن این سناریوی احتمالی ، از آن جهت مهم است که به ما مسیر بعدی را نشان می دهد که برای آن باید آمادگی تام و تمام داشته باشیم .

عبدالخالق جرفی

مسئولیت مطالب، نظرات و عقاید مندرج در مقالات به عهده نویسندگان مقاله می باشد و مرکز مسئوليتى در قبال آن ندارد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن