مقالات

پیرامون کنفرانس نیویورک ” گردهم آیی بین المللی برای آینده ایران “

همزمان با اجلاس سازمان ملل متحد در نیویورک ، شاهد یک گردهم آیی مهم دیگری بودیم که در رابطه با ایران و آینده آن برگزار شد . در این گردهم آیی که تحت عنوان ” گردهم آیی بین المللی برای آینده ایران ” بود و به کنفرانس نیویورک معروف شد ، ترکیبی از سازمان ها و احزاب در آن شرکت یافته اند که حکایت از خبری جدید می دهد . اعضای دعوت شده عبارت بودند از ” شورای ملی مقاومت ایران ” به رهبری ” سازمان مجاهدین خلق ” که در واقع ” نیروی مرکز ” را نمایندگی می کرد و همچنین ” سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران ” و از طرف دیگر ، سازمان ها و احزاب ملت های غیر فارس که شامل ” حرکه النضال العربي لتحریر الاحواز ” ، ” حزب استقلال آذربایجان “، ” حزب دموکرات کردستان “، ” حزب کومله کردستان “، ” کارزار فعالان بلوچ ” . قبل از تشکیل گردهم آیی، احزاب کردی در بیانه ای اعلام انصراف کردند و بجای آنها یک حزب کردی به نام ” خبات ” که تمایل سیاسی به شورای ملی مقاومت را داشت، وارد لیست گردید.
نمایندگی ملت احواز را طیفی از افراد و نیروها تشکیل می داد که ” حرکه النضال برای آزادی احواز ” مرکز ثقل و رهبری کننده آن بود.
هدف از تشکیل چنین کنفرانسی که چه بسا در آینده در اشکال دیگری ، ادامه خواهد یافت ، نزدیک کردن نیروهای اصلی مقاومت به همدیگر و تشکیل یک ائتلاف بزرگ و کارآمد است. این امر از ضرورت سرنگون کردن حکومت اسلامی ایران ناشی می شود که کشورهای اصلی منطقه و غرب روی آن متفق هستند .
سازمان دهندگان این کنفرانس تلاش دارند تا به طرف های مختلف ثابت کنند که سرنگونی حکومت ایران راه به یک جنگ داخلی در ایران و هرج و مرج در منطقه نخواهد برد بلکه نیروی بدیل و جایگزین در دسترس هست که برنامه ای فراگیر و مورد قبول کلیه اطراف را دارد و بهمین خاطر می توان روی این آلترناتیو سرمایه گذاری نمود .
واقعیت امر هم همین را می طلبد ، چرا که به اثبات رسیده است که مرحله انقلاب و مبارزه با دو عنصر اصلی طبقاتی و ملی تعریف می شود ، طبقاتی یک امر سراسری است و ملی یک امر منطقه ای است که در جغرافیای ایران گستره جمعیتی و جغرافیایی آن بسیار است. نمی توان این دو را از هم جدا ساخت و نمی توان برای یکی اولویت قبل از سرنگونی قائل شد و دیگری را برای بعد از سرنگونی گذاشت.
همچنین برای همه مشخص است که قدم اول برای رهایی ملت های غیر فارس ، سرنگونی حاکمیت جمهوری اسلامی ایران است . اما موتور محرک قیام های سراسری اگر در مرکز ، انگیزه های طبقاتی است ، در مناطق ملیتی علاوه بر انگیزه های طبقاتی ، انگیزه های ملی هم می باشد . این انگیزه های ملی در این مناطق نقش اول در این موتور محرک دارند.
با توجه به این دو مبنا در امر سرنگونی ، باید اذعان نمود که برای پیشبرد امر سرنگونی نیاز به تشکیل یک جبهه وسیع احساس می شود که در آن مرکز و ملت های غیر فارس در یک تراز قرار گرفته باشند و این جبهه بشکل جمعی رهبری شود که در آن روی دو محور اصلی متفق باشند . اول از همه ضرورت ” سرنگونی ” و در کادر آن برسمیت شناختن ” حق تعیین سرنوشت ملت ها ” می باشد . طبعا این حق تعیین سرنوشت ملت ها در این جبهه مشترک ، و در این مرحله از مبارزه ، نمی تواند خارج از کادر یک ایران متحد باشد.
از روی این ضرورت است که مبارزه سیاسی و تمرکز روی این امر برای یک سازمان ملی در درون جنبش احواز ، اشکال مختلفی به خود می گیرد . شرکت در کنفرانس نیویورک یکی از این اشکال است.
جنبش ملی احواز که در این صحنه نبرد – کنفرانس نیویورک – بوسیله حرکه النضال رهبری می شود چند هدف اصلی روبروی خود دارد که با شرکت خود در این کنفرانس و در صورت ادامه یافتن این خط کار سیاسی ، می بایست در صدد تحقق آنها برآید :
۱- معرفی جنبش ملی احواز در سطح بین المللی و در سطوح بالای مراکز تصمیم گیری جهانی بعنوان یک جنبش مستقل مردمی. 
۲- خارج کردن صحنه از انحصار یکطرفه نیروی مرکز در مرکز اصلی تصمیم گیری جهانی.
نیاز است که به این بند بیشتر نظر بیاندازیم ، تا حضور و عدم حضور جنبش ملی احواز در صحنه کارزار سیاسی را بهتر فهم کنیم .
شورای ملی مقاومت به رهبری سازمان مجاهدین خلق از سالیان دور معتقد بوده و هست که تنها آلترناتیو موجود در صحنه می باشد . تحت فشار لابی آمریکایی سازمان تن به قبول برگزاری این کنفرانس و شرکت در آن داد ، کنفرانسی که ترکیب آن اساسا با تفکرات و برنامه سیاسی شورای ملی مقاومت همخوانی ندارد . با تشکیل این کنفرانس و دعوت مقامات آمریکایی برگزار کننده این کنفرانس از تشکل ها و احزاب ملت های غیر فارس که در اساس خارج از شورای ملی مقاومت عمل می کنند ، به انحصار ” مرکز ” در موسسات تصمیم گیری آمریکا ، ضربه وارد آمد . جنبش ملی احواز و ملت های آذری و بلوچ توانستند خارج از اراده و خواست یک سازمان مرکز نشین در این کنفرانس شرکت کرده و برخلاف آهنگ آماده شده برای نواختن ، سرود ملت ها را به نوازش در آورند.
برای اولین بار ، لابی قدرتمند سازمان مجاهدین در آمریکا که از ترتیب دهندگان اصلی این کنفرانس بود ، بطور عیان مشاهده کرد که شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق ، فقط یکی از اعضای این مقاومت سراسری می باشند و نه بیشتر.
سازمان مجاهدین برای اینکه هژمونی خود در این کنفرانس را محقق سازد با استفاده از دوستان با نفوذ خود در این کنفرانس ، بیانه ای اختتامی برای شرکت کنندگان ارسال نمود تا بتواند ابتدا و انتهای مسیر کنفرانس را تعیین تلکیلف کند، اما با هوشیاری سازمان های دعوت شده به این کنفرانس از همان ابتدا این بیانیه از روی میز برداشته شد . سازمان های کردی با انتشار بیانه ای اعلام انصراف کردند و سازمان های دیگر و منجمله حرکه النضال با این توافق که این بیانیه از روی میز برداشته شود، حاضر به شرکت شدند .
این امر از آن جهت اهمیت دارد که نشان می دهد ” حضور و عدم حضور” سازمان ها و احزاب رهبری کننده ملت های غیر فارس در چنین نشست هایی چه میزان تاثیر دارد . سالها است که سازمان های مرکز با دور نگه داشتن سازمان های ملت های غیر فارس ، خود یکه تاز صحنه های بین المللی بودند و مراکز تصمیم گیری در کشورهای مختلف جهان و بویژه آمریکا و اروپا ، از آنها تاثیر می گرفتند و همیشه هم مساله ملت های غیر فارس غائب هر کنفرانس و نشست بود در حالیه مساله اصلی و مرکزی میز ایران حال و آینده ” مساله ملت ها ” بوده و هست.

متاسفانه سازمان های مرکز هنوز نمی توانند بفهمند که شرایط امروز و مرحله ای که اینک در آن هستیم ، با سالهای قبل و بعد سرنگونی شاه، بسیار متفاوت است. در این مرحله بدون شرکت فعال ملت های غیر فارس ، سرنگونی ممکن نیست و اگر حکومت اسلامی ایران سرنگون شود، با استقرار و تثبیت مواجه نخواهیم بود و چه بسا یک جنگ داخلی و یا یک هرج و مرج در انتظار ما خواهد بود .

۳- با شرکت در این کنفرانس و در این سطح ، اتومات شناسایی یک جنبش در سطح جهانی صورت می گیرد . این شناسایی جنبش به معنی برسیمت شناختن سازمان رهبری کننده آن هم بشمار می آید.
۴- می توان با استفاده از موفقیت ناشی از شرکت در این کنفرانس ، جنبش ملی احواز را صاحب یک سخنگوی سیاسی در سطح جهانی نمود . این سخنگوی سیاسی می تواند در پروسه مبارزه سیاسی ، تبدیل به مخاطب اصلی جنبش شده و جنبش را از تشتت خارج کند.
ملاحظه : این مهم زمانی محقق می شود که ، کلیت جنبش ملی احواز در آن شرکت فعال داشته باشد و تبدیل به یک ائتلاف وسیع تری از سازمان های احوازی و اهوازی شود که در آن ارگان رهبری جمعی بر اساس وزن واقعی تشکل ها بوجود آید . در آن صورت است که می تواند بطور واقع از رهبری جنبش ملی احواز در صحنه بین المللی صحبت نمود.
البته هنوز مسائل زیادی هست که باید روشن شوند ، اما تا همین الان می توان به چند نقطه اشاره نمود:
۱- این اولین کنفرانسی است که زیر نظر رسمی دولت آمریکا برگزار شد که در آن نمایندگانی از ملت های غیر فارس و همسطح نیروی مرکز به آن دعوت شده بودند . در این کنفرانس دعوت نامه ها کاملا رسمی بوده و به هر کدام بطور متساوی حق سخن داده شده بود .
۲- در این کنفرانس سازمانی از جنبش ملی احواز دعوت شده بود که در برنامه ا استقلال و مبارزه مسلحانه بعنوان شعار سازمانی درج شده است.
۳- این اولین تماس و رودر روی یک سازمان احوازی با یک سازمان سراسری – سازمان مجاهدین خلق ایران – زیر نظر آمریکا و در یک سطح بوده است که در آن نماینده احوازی به همراه نمایندگان ملت های آذری و بلوچ توانستند برخلاف تمایل لابی آمریکایی سازمان مجاهدین ، از صدور بیانیه ای به نفع ” مرکز ” و به ضرر ” ملت های غیر فارس ” جلوگیری نماید.
۴- دعوت نامه برای حرکه النضال ارسال شده بود ، بهمین دلیل مسئولیت این ” پروژه ” با حرکه النضال بود.
۵- حرکه النضال می بایست به این دعوت نامه لباس سراسری می داد و با دعوت رسمی از احزاب و سازمان های موجود – صرفنظر از همه اختلافات موجود و صرفنظر از اینکه به این دعوت نامه پاسخ خواهند داد یا خیر – به تشکیل یک طیف وسیع با رهبری حرکه النضال می پرداخت . هرچند از نیروهای مستقل دعوت بعمل آمد و شخصیت هایی از جریان فدرالیسم و نیروی حزم و سازمان های حقوق بشری هم بودند.
۶- مشخص نمودن مرز سرخ که همانا ” حق تعیین سرنوشت ملت ها ” از همان ابتدای مشارکت تا روز آخر و دفاع از آن برغم فشارهای وارده از طرف لابی مجاهدین ، مهمترین نقطه قوت تیم اعزامی برای کنفرانس بوده است . این پافشاری و کوتاه نیامدن در همان صحنه نتایج خود را داد و ارزش و احترام بیشتری نثار هیئت احوازی و آذری و بلوچی کرد.
۷- قوت دیگر این تیم مذاکره کننده ، عدم پنهانکاری بود . یعنی نمی توان پشت پرده کار کرد و باید ملت در جریان خبر و سیر آن قرار بگیرند.
۸- این فقط یک گام در یک مسیر پرفراز و نشیب و طولانی از مبارزه است . هر سازمان و حزبی که وارد چنین نبردی می شود ، باید مرز سرخ ” حق تعیین سرنوشت ملت ها ” را مبنای کار قرار بدهد و تلاش کند طیف نیرومندی از جنبش ملی را پشت سر خود داشته باشد . و گزارش روزانه از مسیر کار به ملت بدهد.
۹- وظیفه هر مبارزی دفاع از جلودار جنبش ملی احواز است . امروز حرکه النضال بود . روز دیگر حزب تضامن و روز دیگر سازمان و حزبی دیگر . مهم این است که به این کارزار از منظر منافع ملت احواز نگاه کنیم و اینکه چه میزان جنبش ملی احواز جلو می رود و چه میزان دشمن ضربه می خورد.

مقاله فوق صرفا بیانگر نظر و دیدگاه نویسنده است.

عبدالخالق جرفی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن