مقالات

آماده شدن برای مسیری که پیش رو است

مقدمه

شرایط سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی ایران و اعتراضات مستمر و روزانه مردم ، نشان از وارد شدن به ” نقطه غیر قابل برگشت ” دارد . واقعیت این است که شرایط دیگر به هیچوجه به نقطه سابق بر نمی گردد . ملت های ایران ، با اعتراضات و قیام های و شعارهای خود ، نشان دادند که ، کلیت حاکمیت را نفی کرده و راه را بر هرگونه مانور سیاسی برای فریب مردم بسته اند . جناح بندی های داخل حاکمیت اکنون و در این مرحله شکل واقعی جنگ درون خود ، که همانا حذف دیگری است ، عریان ساخته است . نه فریبکاری های احمدی نژاد در اپوزسیون بازی و نه مانورهای اصلاح طلبان قلابی ، دیگر توان سوار شدن بر موج اعتراضات را ندارند و تمام دعواهای آنها چیزی جز ریزش نیرو از هر دو طرف ارمغان نخواهد داشت و از روی همین واقعیت ، دم و دنبالچه های آنان که لباس ملت خواهی به تن کرده اند ، دیگر نمی توانند در میان صفوف ملت ها جایی پیدا کنند . واقعیت این است که حکومت ایران در میان بحران های متعددی دست و پا می زند و مردم بعینه ورشکستگی و پوسیدگی آن را مشاهده می کنند. حاکمیت ایران از نظر اقتصادی ، دیگر توان حل هرگونه مشکلی را از دست داده است ، این حکومت حتی توان پرداخت حقوق نیروهای دولتی را هم ندارد . در سیاست منطقه ای زیر فشار شدید ملت ها و دولت های منطقه و جهان می باشند . این عوامل شرایطی برای ملت احواز فراهم ساخته که می تواند نقش خودش را به بهترین وجه ایفاء کرده و مهر موجودیت خود را بر هر تحولی بزنند . اینک ما شاهدیم که مبارزات ملت احواز بلحاظ کمی وارد مرحله جدیدی شده است . حضور فعال بسیاری از اقشار ملت در هر اعتراض و قیامی و گسترش دامنه آن به اکثر شهرها و روستاها و پیوستن افراد جدیدی که تا دیروز نظاره گر بودند ، می رود تا کیفیت جدیدی خلق کند و پاسخ مساله روز و تاریخی ملت احواز را عرضه کند . ملت احواز تصمیم گرفته و نشان داده که دیگر حاضر نیست تن به ذلت حاکمیت جمهوری اسلامی ایران بدهد و خواستار تغییر ریشه ای این وضعیت است . ما در این نوشته می خواهیم ببینیم اکنون در چه نقطه ای از مبارزه هستیم و شرایط به کجا می رود و چه باید بکنیم .

الان در چه نقطه ای هستیم و شرایط سیاسی و اجتماعی به کجا میرود

در واقع ، با یک ” موقعیت انقلابی ” در سطح ایران ، مواجه هستیم که باید برای آن از هر حیث آمادگی داشته باشیم . بطور کلی ” موقعیت انقلابی ” چیست ؟ و چرا نیاز داریم تا آن را فهمیده و در قبال آن در سطح الاحواز ، خود را آماده سازیم ؟

گفته می شود ، برای پیروزی یک انقلاب دو عامل و شرط باید وجود داشته باشد . که به آن ” عوامل عینی و ذهنی ” گفته می شود . از درون عامل عینی ” وضعیت انقلابی ” شکل می گیرد .

عامل عینی یعنی اینکه حاکمیت بدلیل بحران های مختلفی که دامنگیرش می باشد ، دیگر نتواند امور مملکت را همچون سابق ، پیش برده و حل و فصل نماید و بهمین خاطر ملت ها و اقشار تحت ستم علیه وضع موجود منفجر گشته و به خیابانها ریخته و اعتراض خود را به شکل قیام و یا اعتراضات سراسری ، به نمایش بگذارند و خواستار نظم جدید غیر از آنچه اکنون هست ، می باشند . و شرایط انقلابی ایجاد می شود که نه مردم خواهان تحمل وضع موجود هستند و نه حاکمیت می تواند با روش قبلی به حاکمیت خود ادامه دهد . نگاهی به شرایط کنونی جامعه ایران، نشان می دهد تا جائی که موضوع به تغییر در وضعیت ملت های ایران و حاکمیت بر می گردد این “تغییرات عینی” صورت گرفته است. اما این شرط عینی به تنهایی کافی نیست ، برای اینکه حاکمیت پوسیده ، ساقط گردد ، نیاز به عامل ذهنی هست . یعنی علاوه بر مردم شوریده بر وضع کنونی و حاضر به جانبازی و مخاطرات یک سرنگونی ، به نیروی پیشتاز رهبری کننده و سازمان یافته نیاز هست . در غیر اینصورت ، هرچند بحران ها حاکمیت را فلج سازند ، باز هم امکان بقای حاکمیت وجود دارد .

– وضعیت حاکمیت و تضادهای حل ناشدنی جناح های درونی آن

یک رابطه متقابل بین تشدید تضادهای درون حاکمیت از یکطرف و گسترش و تعمیق اعتراضات و قیام های ملت های ایران از طرف دیگر وجود دارد . یعنی نارضایتی های اقشار مختلف ملت های ایران و اعتراضات و گسترش هر چه بیشتر آن ، تضادهای درون حاکمیت را شدت بیشتری می بخشد و این امر باعث می شود که بحران مدیریتی حاکمیت هر چه بیشتر تعمیق شود و جنگ و جدال بین جناح ها شکل حذف همدیگر را می گیرد . افشاگری های باندهای درون حاکمیت علیه همدیگر و بکارگیری تمام روش های ضد مردمی نسبت به هم گواهی همین معادله است . نمونه احمدی نژاد شکل برجسته این تضاد در حاکمیت است . بدون شک آشکار شدن عمق فساد حاکمیت از زبان خود سران ، در نظر مردم چیزی جز ضعف و بیچارگی حاکمیت در کنترل اوضاع نیست و به آنان درک بیشتری در ضرورت سرنگونی این حاکمیت می دهد .

– وضعیت اقتصادی – اجتماعی مردم

کافی است به دور و برمان نگاهی بیاندازیم تا وضعیت اقتصادی و اجتماعی مردم را فهم کنیم . برای اینکار نیازی به شاخص های ارزی و مفاهیم بغرنج اقتصادی نیست . پدیده زباله گردی برای تامین غذا و رفع گرسنگی ، به بهترین وجه وضعیت اقتصادی را نمایش می دهد . افزایش بسیار زیاد افرادیکه اجزاء بدن خود را برای تامین معاش می فروشند . افزایش شدید تعداد کودکان کار ، و بیکاری و فقر و فساد واعتیاد ، عدم پرداخت حقوق کارگران و کارمندان ، تعطیلی کارخانجات و اخراج کارگران ، دزدی و غارت و آدمکشی . نیازی نیست از تورم و رکود همزمان صحبت کرد . پدیده ای که شاخص اقتصاد حکومت ایران اسلامی شده است . شورش مردم گرسنه که اینک شامل اکثر شهرها شده است ، حکایت از متلاشی شدن زندگی مردم زحمتکش جامعه است و این یکی از مهمترین علائم وضعیت انقلابی است . واقعیت این است که کارد به استخوان مردم رسیده و دیگر توان و طاقت قبول و تحمل این وضعیت را ندارند و برای تغییر این وضع حاضرند دست به هرکاری زده ولی زیر این وضعیت دست و پا نزنند .

– وضعیت حکومت ایران در صحنه منطقه و بین المللی

ایران در محاصره کشورهایی است که در بقای آن سودی نمی برند . البته او هنوز دوستانی در منطقه مثل ترکیه و قطر دارد و در تلاش است تا از آنها معبری برای شکستن محاصره اقتصادی سود جوید ، کشورهایی که خود دچار معضل سیاسی و اقتصادی هستند . اما بقیه کشورها یا در جبهه سرنگونی و تغییر این حاکمیت هستند و یا اینکه در ظاهر بی طرف اما در جبهه دشمنان این حاکمیت می باشند .

مشکلات دامنگیر حاکمیت ایران مثل دخالت در سوریه و یمن و لبنان و فلسطین و عراق و از آن طریق تلاش برای اعمال نفوذ و بسط قدرت ، او را در تعارض آشکار با سیاست جهانی و منطقه ای قرار داده است .

همچنین دوستان حکومت ایران در صحنه خارجی ، نیروهای شکننده ای بیش نیستند که در مواجه با سیاست و استراتژی آمریکا در قبال ایران ، نمی توانند تکیه گاه محکمی برای این حاکمیت باشند . اروپا در حال تغییر سیاست خود در قبال ایران است و مجبور است تن به سیاست آمریکا بدهد ، روسیه و چین بلحاظ اقتصادی بهیچوجه نمی توانند بحران های اقتصادی و سیاسی حکومت ایران را کمک کنند و اساسا حاضر نیستند ریسک درگیری با آمریکا را بخرند . حاکمیت ایران روی نیروهایی سرمایه گذاری کرده است که بتواند در این شرایط آنها را بکار گیرد ولی این نیروها فقط می توانند کارهای ایذائی بکنند و در یک مواجه سنگین با جبهه ضد ایران ، چه بسا موجودیت خود را از دست خواهند داد . نیروهایی همچون حزب الله لبنان و حوثی ها و جهاد اسلامی فلسطین و احزاب طرفدار این حاکمیت در عراق .

دراین شرایط ، با تشدید تحریم ها و امکان پیش آمدن صحنه های دیگری ، ایران در انزوای بیشتری فرو خوهد غلطید.

– وضعیت نیروی سرنگون کننده

شاید بتوان گفت نقطه قوت این حاکمیت در اپوزسیون آن است . تشتت و پراکندگی از یکطرف و نداشتن پایگاه محکم اجتماعی از طرف دیگر ، وضعیت را برای مانور حاکمیت ساده تر کرده است . این مشکل را ملت احواز بیش از همه دارد و از آن رنج می برد . باید دانست که در مقیاس ایران ، نبود رهبری سیاسی که اکثر نیروها را حول یک برنامه متحد کرده و بتواند فضای داخل را رهبری نماید ، بطور حتم امدادی است به حاکمیت اّیران برای بقای هرچه بیشتر . دریک وضعیت انقلابی ، هرچند همه شرایط عینی آماده باشند ، در صورت نبود یک سازمان پیشتاز رهبری کننده ، بطور حتم به شکست می انجامد. این مورد در مقیاس ملت احواز هم بهمین روال عمل می کند .

خبرهایی از داخل و خارج مبنی بر ضرورت تشکل و اتحاد نیروهای ملت احواز ، جهت آمادگی برای هرگونه شرایط شنیده می شود و امید است که بتوان در عمل شاهد چنین تحولی بود .

دشمنان ما و تهدیدات داخلی

نیروی سرکوبگر حاکمیت ، نیروهایی که مستقیما به حاکمیت وصل و آشکارا قابل شناخت هستند : سپاه و بسیج و دیگر ارگان های نظامی و انتظامی .

نیروی سرکوبگر که ماموریت های مختلفی در سرکوب دارد : نیروی لباس شخصی و اطلاعاتی ، مزدوران پان ایرانیست و نیروهای مردمی با گرایشات شدید ضد عربی در اقلیم احواز

در شرایطی که پیش رو داریم ، می توان شاهد شکل گیری باندهای ترور و آدم ربایی بود و بهمین خاطر باید در مقابل آنها بتوان گروههای مقاومت و ضد ضربه تشکیل داد . ضرورت حفاظت از عناصر فعال که در تهدید چنین ضرباتی هستند یک وظیفه انقلابی و مبارزاتی است .

مزدوران سپاه قدس مثل نیروی بدر و عصائب اهل الحق ودیگر مزدوران ، حزب الله لبنان و نیروهای افغانی و پاکستانی مزدور ایران.

طبعا این نیروها در شرایط حساس وارد عمل می شوند و بویژه نیروهای لبنانی و عراقی بیشترین کارایی را در این شرایط در منطقه احواز خواهند داشت که باید برای آن آمادگی داشته باشیم .

مزدوران و جاسوسان عرب در صفوف مبارزان عرب احواز

طبعا ضربه اصلی را مزدوران و جاسوسان عرب موجود در صفوف مبارزان احواز می توانند بزنند . بهمین خاطر از هم اکنون باید به شناسایی و طرد آنها از صفوف خود اقدام کرد . این کار باید با احتیاط بسیار و با دقت فراوان صورت بگیرد تا اشتباهی رخ ندهد و باعث سوء استفاده دشمن جهت ایجاد فضای بدبینی بین نیروهای مبارز شود .

قبیله گرایی و تمایلات عشیره ای بعنوان تهدید

گرایشات عشیره ای و قبیله ای ، یک تهدید بشمار می رود . عشایر با تمام نقاط مثبتی که می تواند در شرایط یک جنگ داخلی و یا هرج و مرج داشته باشد ، اما بدلیل اینکه درک سیاسی و استراتژیک از مساله را ندارند و پیش از آنکه وابستگی ملی داشته باشند بر وابستگی های عشیره ای تکیه می کنند ، بسادگی و راحتی بازیچه این یا آن گرایش موجود در فضای سیاسی احواز شده و به عامل ضربه و خدمت به اهداف حاکمیت تبدیل می شوند . یعنی مادامی که تشکل های خارج گرایشات قبیله ای دارند و روی عناصر قبیله در آینده تحولات ، سرمایه گذاری کرده و یا می کنند ، این تهدید کماکان هست . بهمین دلیل باید از هم اکنون برای آن آمادگی کسب کرد و نیروهای مبارز را از این فتنه مطلع کرده و دور ساخت .

تشکل های خارجه نشین متکی به عشایر ، بعنوان یک تهدید

همچنین تشکل های خارج متکی به عشایر ، بدلیل اختلافات بسیار و تقریبا حل ناشدنی که با همدیگر دارند ، یک تهدید بحساب می آیند . طبعا وقتی که در شرایط آرام و مسالمت و نبود قدرت ، تا این اندازه نسبت به هم کینه و عداوت دارند ، در شرایط مشاهده قدرت ، هرگز تن به سازش و اتحاد نخواهند داد و هرکدام بسته به توان سرمایه گذاری روی مناطق و عشایر خود ، توان شکل دادن به رویدادهای داخل احواز را خواهند داشت . این امر زمانی می تواند تاثیر کمتری روی حوادث بگذارد که از هم اکنون ، نیروهای مبارز داخل ، سازمان و رهبری خود را تشکیل داده و شبکه های وسیع تری را بوجود بیاورند که بتواند جذب و دفع نیرو در مراحل بعدی را به نفع ملت احواز رقم بزند . طبعا منظور ما همه سازمان ها و تشکل های در خارج نیست .

وضعیت و نوع کاری که باید برای آن آماده باشیم

بسته به نوع شرایط و تحولاتی که در مناسبات آمریکا با حکومت ایران شکل می گیرد، وضعیت های مختلفی در برابر ما می تواند شکل بگیرد و ما را ناچار سازد خود را با آن منطبق سازیم . طبعا یک قیام سراسری با یک رهبری سازمان یافته بهترین شکل است اما شرایط همیشه همانطور که ما دوست داریم ، شکل نخواهد گرفت . حتی در شرایط قیام سراسری ، باز هم ما نیازمند آمادگی سازمان یافته و رهبری واحد و متشکل در داخل و خارج هستیم . دشمن با همان ترکیب و تهدیدات به همان شکل خود را نشان خواهند داد . اما عملکردشان شاید متفاوت باشد . ما باید برای شق خطرناکتر آماده باشیم که ممکن است در وضعیت های زیر پدید آیند :

– از هم پاشیدگی حاکمیت مرکز و عدم توانایی نیروی سرنگون کننده در کنترل وضعیت و یکدست کردن قدرت مرکزی و ایجاد هرج و مرج سراسری بویژه در مناطق ملیت ها.

این احتمال بدین خاطر امکان تحقق دارد که ، نیروی رهبری کننده قیام سراسری در یک شکل منسجم وجود ندارد . و سازمان های سراسری هر کدام به نحوی از انحاء هواداران خود را دارند ، منتها تا همین امروز ، هیچکدام با همدیگر همکاری نزدیک ندارند و همدیگر را بعنوان رهبر جنبش که خود جزئی از آن باشند ، به رسمیت نمی شناسند . وبا توجه به تعدد ملیت ها و اینکه هرکدام خط مشی جدا از نیروی اپوزسیون سراسری را دنبال می کنند و همچنین در خود مرکز و شهرهای مرکزی ، اپوزسیون یکدست و متحدی وجود ندارد ، چه بسا با این صحنه ولو بشکل موقت و گذرا ، مواجه خواهیم بود .

– از هم گسیختگی حاکمیت مرکز و خارج شدن کنترل از دست حاکمیت و عدم توانایی نیروی سرنگون کننده در تعیین تکلیف قدرت و تبدیل آن به یک جنگ داخلی

عبدالخالق جرفی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن