مقالات

احواز ، تاریخی به عمق تمدن عیلام تسلسل تاریخی از زمان کهن تا عهد اسلامی

تاریخ احواز برای اکثر محققان و پژهشگران وحتی برای  بسیاری از مردم احواز بدرستی شناخته شده نیست  و به نوعی یک گسست های تاریخی طویلی در ان نهفته شده است. این مقاله بر آن است تا خلاصه یک تحقیق مطول که بصورت کتاب تحت عنوان ” تمدن عیلام و مردم عرب خوزستان توسط  تاریخنگار احوازی با نام  حسین فرج الله چعب چاپ وبه تحرير در آمده است را در معرض همگان قرار دهد. در این کتاب نویسنده  سعی بر ان داشته تا تسلسل تاریخی و ارتباط انسانی بین چندین دوره ی تاریخی از سرزمین احواز را بر اساس شواهد تاریخی برای همگان ترسیم نماید. وی در این کتاب با استناد به شواهد تاریخی و کتب علمی وبصورت ماهرانه ، انسان کهن در سرزمین احواز را با انسان کنونی در این سرزمین پیوند زده و پاسخگوی شبهات تاریخی ذهن محققان بوده و بر ادعاهای مغرضانه که سعی بر تصاحب تمدن عیلام داشته اند خط بطلان کشیده است.

حکومت عیلام

امپراطوری عیلام اولین حکومتی است، که در سرزمین احواز  توانست با اقتدار هزاران سال حکومت کند. در این باره، نویسنده  معتقد است  که  ارتباط گسترده ای میان عیلامیان و مردم احواز کنونی وجود دارد.

پژوهشگر معروف حسین فرج الله چعب در کتاب خویش “تمدن عیلام و مردم عرب خوزستان” به موارد بسیاری اشاره نموده که ارتباط گسترده بین مردم عیلام در عهد کهن با مردم احواز در عصر کنونی را نشان می دهد، در این بین وی به زبان مردم عیلام در اواخر هزاره ی سوم و ارتباط آن با مردم کنونی احواز و همچنین، به لباس عیلامیان اشاره نمود ولباس عیلامیان را لباسی بلند شبیه به دشداشه ی مردم عرب کنونی  احواز و نیز عقال و چفیه ی عربی در نقوش عیلامی یافته است .  سکه های دوران عیلامی و مُهرهای این دوره، پادشاهان را با این نمونه  لباس  نشان میدهد و علاوه بر آن، وی معتقد است که وجود نامهای عیلامی پس از هزاران سال در میان مردم احوازکنونی، نشان از تأثیر فرهنگی و زبانی دارد. برای نمونه چنانچه امروزه به نامهای مردم عر ب احواز نگاه کنیم، هنوز در میان پیرمردها و پیرزنها نامهای عیلامی وجود دارد؛ نامهایی مانند شولی، نبراس، ایبیر، اشناوه، انتیشه و نام کوتی که از کوتی ناهونته گرفته شده و نامهای فراوان دیگری را می توان یافت. در مورد نقوش عیلامی و ارتباط آنها با خالکوبی زنان و مردان عرب – تمام مناطق جنوب استان عیلام  (ایلام)  و شمال احواز (خوزستان) تا بوشهر و جرون(بندرعباس) و حتی جنوب عراق – شایان ذکر است، که به طرز شگفت آوری بسیاری از خالکوبیهای مردم عرب دقیقا شبیه به نقوش جام نارونده و نیز شبیه به نقوش فرامین کوتی ناهونته ١ میباشند، که این شباهت بعد از هزاران سال – آنهم در میان مردمی که از نقوش عیلامی اطلاعی ندارند -تصادفی نیست، بلکه برگرفته از ارتباط مردم امروز با گذشتگان بوده، وباعث شده که این نقوش نسل به نسل همراه با نامها و اسطوره های عیلامی تا به امروز تداوم یابند. خالکوبی در ميان مردان و زنان عرب بسيار رواج داشته و کمتر کسی از بزرگسالان را میتوان یافت، که خالکوبی نداشته باشد. این خالکوبیها الگوها و نامهای فراوانی داشته و میتوان به خالکوبی “لامی” اشاره نمود  که در مناطق سوس و روستاهای اطراف رایج است. علاوه بر آن، در قالیبافی کنونی در احواز از الگوهای عیلامی استفاده شده، که به نقوش و طرحهای لامی معروفند.

متون و نقوش برجسته ی عیلامی، حضور امپراطوری عیلام را در سراسر شمال احواز (خوزستان)، مناطق جنوب تا بوشهر (لیان باستان) و شرق تا مرودشت (انشان باستان) نشان میدهد.

(بنگرید به: مجید زاده، یوسف.(1386) تاریخ تمدن ایلام. مرکز نشر دانشگاهی. تهران: چاپ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. ص 1)

دیگر اینکه عیلامیان در طول تاریخ بلند خود بسیاری از صنایع عهد باستان را اختراع نمودند و میتوان از چرخ نام برد. این اختراع تحول فراوانی در حمل و نقل آن دوران تا به امروز ایجاد نمود. از دیگر ابداعات عیلامیان، میتوان از: آبیاری زمینهای کشاورزی، حفر کانالهای آبیاری، صنایع ساخته شده از مس، ساخت زیقوراتهای چند طبقه، سیلوهای نگهداری گندم، سفالگری و قالیبافی نام بُرد. اولین نمونه بافندگی بشر در چغامیش سوس یافت شده، که نوعی “دار قالیبافی” و وسایل پارچه بافی بوده است. عیلامیان با بهره گیری از فنون آبیاری توانستند سرزمین خود را به اوج آبادانی  و اقتدار برسانند. اتصال درّه و دشت (شوشان و انشان) در توسعه تاریخ و هنر عیلام نقشی تعیین کننده داشت واین دوره عهد تسلط عیلام بر دشتهای بین النهرين بوده است. در این دوره  بین النهرین برای تهیه ی مواد خام توسعه فرهنگی اش به دشتهای عیلام نیاز داشت. به این ترتیب، از طریق تجارت و یا جنگ با عیلامیان  سنگ، چوب، فلزات (مس، سرب، قلع، نقره) و سنگ (بازالت، مرمر، سنگ چخماق ورخام، اراگونیت و ابسیدین) و سنگهای نیمه قیمتی (عقیق، یشم خطایی، لاجور) و نیز اسبهای مورد نیاز خود را به دست می آورده و وارد میکردند.

( بنگرید به: هینتس، والتر.(1388). دنیای گمشدهی عیلام. ترجمه: فیروز نیا، فیروز.تهران:  انتشارات علمی و فرهنگی. ص11)

از مهمترین نقوش مُهرهای به دست آمده ی این دوره در شوش، نقش چفیه ی عربی است، که این نقش تا به امروز در میان مردم عرب متداول و رواج دارد.

تصویر: مجمسه مرد نیایشگر از کهن ترین نمونه های مجسمه سازی در شوش و به حدود ۳۳۰۰ ق.م باز میگردد.

در این تصویرعقال، چفیه و دشداشه عربی قابل مشاهده است.

(پاتس، دنیل تی.(1388) . باستان شناسی ایلام. ترجمه: باستی، زهرا.تهران:  نشر سمت. . ص: 88)

منبع عکس : کتاب تمدن عیلام و مردم عرب خوزستان

این تصویر نقش مایه های اصلی سفالهای دوره اول شوش است. در این تصویر، نقوش چفیه ی مردم عرب احواز وبرخی از نشا نه های خالکوبی مشاهده می شود. دیگر اینکه ، “چلیپا یا صلیب شکسته” مشاهده می شود که این نشان در میان مردم عیلام رواج داشته و نشانی از چهار عنصر اصلی طبیعت بمعنی آب، خاک، باد و آتش است، که از نشانه های صابئین مندائیان میباشد. 

تقسیم بندی تاریخ عیلام

باستان شناسان، تاریخ عیلام را به چند دوره تقسیم نمودند که این تقسیمات در کتابهای مختلف بنا بر نظر باستانشناسان متفاوت است، اما آنچه مورد اتفاق همه ی باستانشناسان میباشد، آغاز تاریخ شوش و اولین یافته ها را شش هزار سال پیش از میلاد میدانند و اولین نوشته ها و آثار باستانی را مربوط به هزاره ی چهارم دانسته اند،  ولی متاسفانه از هزاره های پیش از آن آثار کمی برجای مانده است.

دنیل پاتس – باستانشناس استرالیایی – در کتاب باستان شناسی ایلام تقسیمات  دقیقی از دوران تاریخی عیلام داشته است، که عبارتند از:

دوره ی شوش 1

نخستین مدرک باقیمانده از دوره ی شوش 1 که در حدود سالهای 4395 پیش از  میلاد است، مربوط به تپه ی اکروپل یا قلعه فرانسویان میباشد. همچنین، گمانه زنی در محوطه تپه ی آپادانا نشان میدهد که محوطه در حدود 6/5 هکتار است و گمانه زنی در در محوطه ی اکروپل – که به لایه ی شوش 1 رسیده – در حدود 7 هکتار است. (سلوم، محمد داوود.(1384). فرهنگ اوژگان اکدی. ترجمه: کریمیان سردشتی، نادر.تهران: نشر سازمان میراث فرهنگی . ص225  به بعد. )

دوره ی شوش 2

تعیین یک جهت کاملاَ متفاوت در بناها، تغییر در اندازه ی آجُرها، و تغییر در مجموعه ی سفال های  و مبانی ، مهمترین مشخصه  دوره دوم در گمانه ی اکروپل 1 (تپه ی فرانسویان)است  . این دوره، سالهای 3800 تا 3100  پیش از میلاد را دربرمیگیرد. این دوره به دوره اروک نیز مشهور است. در این دوره، سوس به 25 هکتار گسترش مییابد و علاوه برسوس، دهنو و تپه ی ابو فندوه وسعتی مشابه سوس مییابند. وجود نقوش، دو تمدن در این دوره را اثبات می کند.

دوره ی شوش 3

باستانشناسان، دوره ی بین سالهای 3100 تا 2900 قبل از میلاد را، دوره ی سوس 3 نام گذاری کرده ا ند. در این دوره، خط میخی رواج بیشتری می یابد و به شکل گستردهای در عیلام منتشر میشود.

(پاتس، دنیل تی. (1388). باستان شناسی ایلام. ترجمه: باستی، زهرا. تهران:  نشر سمت. ص: 133)

عیلام میانه

عیلام میانه را در حدود 1500 ق. م د رنظر میگیرند. در این دوره، سه مرحله شناسایی شده است، که هر کدام را سلسله متفاوتی با نام بنیانگذاران یا نخستین فرمانروایان برجسته ی آن مشخص میکند، که عبارتند از: کیدینو یدها، ایگی هالیکها و شوتروکها. در این دوره، عنوان پادشاه شوش و انشان به کار میرفت.

نخستین مرحله ی این دوره عیلام میانه 1،  حدود 1500 تا 1400 ق م بوده است و از این دوره مدارک فراوانی در شوش به دست آمده است. نیز، در این دوره پادشاهی به نام تبتی اهر،  مکان جدید و مهم هفت تپه را بنیان نهاد. مرحله ی بعدی عیلام میانه 2 است  که حدود 1400 تا 1200 ق. م بوده  و با ازدواج میان اعضای خانواده شاهی مشخص شده است. در این دوران، یکی از مهمترین فرمانروایان عیلام اونتاش ناپیراش است؛ شخصی که دور عنتاش  را تأسیس کرد.

این شاهکار هنری را در پنج طبقه و برای خدای شوش ساخته شده و برای دیگر خدایان سامی جایگاهی مخصوصی بوده است.

منبع عکس : کتاب تمدن عیلام و مردم عرب خوزستان

عیلام میانه ی 3 ، حدود1200 تا 110 ق. م است و زمانه ی سرنگونی کاسیها توسط شوتروک نهونته بوده است.

دوره ی عیلام نو

دوره ی عیلام نو از حدود 1000 ق. م تا سال 539 ق. م میباشد. باستانشناسان این دوره را به سه مرحله تقسیم نمودند تا مطالعه ی این دوره دقیقتر صورت گیرد.

عیلام نو 1 (حدود 1000 تا 743 ق م )  و دوره ی عیلام نو 2 ( 743 تا 646 ق م ) است و به دلیل درگیریها با آشوریان مدارک فراوان عیلامی و آشوری در دست باستانشناسان وجود دارد .  زیرا در این دوره درگیریهای شدیدی بین شاهان آشوری و شماری از فرمانروایان عیلامی صورت گرفته، که در این دوره عیلامیان اغلب با مردم جنوب عراق متحد بودند . این دوره، دوره ی فشار آشوریان به عیلام بوده و با هجوم اشوریان و کشتار مردم عیلام همزمان بوده  و در نهایت به مهاجرت عیلامیان  به سامره  وفلسطین منتهی گردید. آشور بنی بال در کتیبهای گفته است، که عیلامیان شوش را کُشتم و آنها را به سامره مهاجرت دادم.

(هینتس، والتر. (1388). دنیای گمشدهی عیلام. ترجمه: فیروز نیا، فیروز. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی. )

بر طبق اسناد تورات، آشور بنی بال “شوشیها و عیلامیها” را به سامره در فلسطین برد (عزرا، 4 : 9-10)

منبع عکس : کتاب تمدن عیلام و مردم عرب خوزستان

­- تصاویر مربوط به دوره ی حمله آشور و تصرف عیلام به دست اشوریان را به نمایش می گذارد.

در این تصاویر، پوشش عیلامیان شبیه به پوشش امروز مردم عرب احواز است.

عیلام در عصر هخامنشیان

عیلامیان پس از ضعف آشوریان اسیر قدرت دیگری شدند؛ یعنی ابتدا آشوریان به عیلام حمله کردند و پس از درگیریهای فراوان با عیلامیان و فتوحات زیاد، کم کم اشوریان نیز هم به ضعف و فساد دچار شدند.

اکنون نوبت چهره های جدید است، که در سال 522 ق. م وارد سرزمین عیلام گشته و دو قدرت بزرگ یعنی عیلامیان و اشوریان را ضعیف وناتوان یافتند، پس دو قدرت را تصاحب کردند.

(هینتس، والتر.(1388).  داریوش و پارس ها. ترجمه: صدریه، عبدالرحمن.تهران:  انتشارات امیر کبیر. چاپ سوم. ص:41)

عیلام در زمان اسکندر و جانشینانش (الیمائيس)

عیلام در دوره ی اسکندر مقدونی و سلوکیان و در حدود سال 321 ق. م  –  طی دوره اشغال سرزمین عیلام بدست هخامنشیان که از سال 522 ق. م آغاز شده بود – به دست ارتش اسکندر مقدونی برای بار دیگر مورد هجوم قرار گرفته و در هم شکسته شد و به دلیل انبوه اطلاعات گرد آمده در پی لشکرکشی اسکندر، شرح مفصلی از تمدن عیلام در زمان حکومت آخرین فرمانروای هخامنشی، داريوش سوم، در دست است  که از هیچ یک از پادشاهان پیش از او موجود نیست.

بعد از این رخداد، عیلامیان پس از سلوکیان تا زمان ساسانیان تحت سلطه ی هیچ حکومتی نبوده اند و در این دوران، سکه های عیلامی با نام پادشاهان عیلامی یافت شده، که نشان از استقلال حکومتی انان بوده است.

منبع عکس : کتاب تمدن عیلام و مردم عرب خوزستان

تصاویر مربوط به دورهی الیمائیس؛ در این تصاویر لباس این افراد شبیه به لباس مندائیان احواز  است و پژوهشگران بر این باورند، که در این دوره دین مردم عیلام مندایی بوده است. عقال بالای سر پادشاه عیلامی اسکیر ماه و ستاره، چنگک ماهی گیری وفاله قابل توجه است. (جالب اینکه نام اسکیر همچنان میان مردم عرب احواز رایج است). همچنین، در این دوره زبان آرامی شرقی – همان زبان مندائیان – رواج داشته است.

عیلام در دوره ی ساسانیان

در دوره ی ساسانیان، عیلام همچنان با اقتدار به مسیر پُر فراز و نشیب خود ادامه میدهد. شوش، جندی سابورا – که مرکز تدریس علوم پزشکی به زبان سریانی بود – کرخ ، میسان، تستر(شوشتر)، رامز (رامهرمز)، اهواز، دورق، به عنوان مهمترین مراکز دشتی و همچنین لالی، ایذه و شیراز مراکز کوهستانی عیلام هستند.

(پاتس، دنیل تی.(1388). باستان شناسی ایلام. ترجمه: باستی، زهرا. تهران :نشر سمت. ص: 625)

پادشاهان دوره ی ساسانیان دشمنی عجیبی با عیلامیان داشتند . و در زمان شاپور اول و دوم تلاش کردند، تا بافت جمعیتی عیلام را برهم بزنند. به این ترتیب، در پی تبعید اسیران از انطاکیه (در ترکیه ی امروزی) در سال 256 میلادی به وسیله ی شاپور اول، وهمچنین تبعید دیگری  که در سال 261 میلادی رخ داد، ساسانیان  در یک اقدامی عجیب، تبعیدشدگان را به سوی سرزمین احواز امروزی وبه منظور برهم زدن بافت جمعیتی عیلامی  روانه نمودند. شاپور دوم در سال 309 -319  میلادی، اسیران را از شهر آمد (دیار بکر امروزی در مرز عراق و ترکیه) بسرا، تووانا، سینجر و دیگر مناطق عراق به سرزمین احواز کنونی مهاجرت داد.

(پاتس، دنیل تی.(1388). استان شناسی ایلام. ترجمه: باستی، زهرا. تهران: نشر سمت. ص: 637)

دیگر اینکه شاپور اول، اقدام به تبعید و قتل عام مسیحیان عیلامی شهر احواز و شهر سوس نموده و9000  تن از ساکنان فنیک در ترکیه را جایگزین انها کرد و مسیحیان بنی تغلب را به سرزمین احواز و ساکنان احواز را به کرمان تبعید کرد. همچنین شاپور ذو الاکتاف، قتل و غارت و تبعید مردم احواز را بزرگترین افتخار  دوره ی حکومت خود میدانست.

(همان، 657)

عیلام در عهد اسلامی

با ظهور اسلام وارتباط این سرزمین با مسلمانان دور جدیدی در عیلام آغاز شد. عیلامیان اولین کسانی بودند، که اسلام را پذیرفتند و اولین مساجد اسلامى در سوس و تستر(شوشتر)  و دیگر مناطق عیلامی ساختند.

(پاتس، دنیل تی. (1388). باستان شناسی ایلام. ترجمه: باستی، زهرا.تهران:  نشر سمت.ص: 66)

شوش در عهد اسلامی همچنان مانند دوره های قبل مرکز مهم دینی و تجاری بین شرق و غرب بوده و بسیاری از سفرنامه نویسان مسلمان حداقل یکبار به سوس، تستر، احواز، دورق، عسکر مکرم و دیگر شهرهای بازمانده ی عیلامی سفر کرده اند و از عظمت این شهرها سخن به میان آورده اند.

از مهمترین بناهای دوره اسلامی در شوش مسجدی در محوطه آپاداناست، که نشان از ادامه ی استقرار عیلامیان در عهد اسلام دارد و نیز شهر جدیدی در کنار این مسجد با عظمت ساخته شده، که ادامه ی شهر شاهی دوره باستان می باشد. شهر جدید پیرامون مسجد اسلامی مظهر تجمع جدید سیاسی – مذهبی است.

(پرو، ژان؛ دلفوس، ژنوییود.(1392). تاریخ و باستان شناسی شوش و جنوب غرب ایران. ترجمه: اقبال، هایده.تهران:  مرکز نشر دانشگاهی. ص: 245)

منبع عکس : کتاب تمدن عیلام و مردم عرب خوزستان

تصاویر مربوط به بناهای اسلامی در آپادانا، تپه صنعتگران و دیگر مناطق شوش.

در این تصاویر بنای مسجد اسلامی (مربوط به قرن دوم هجری) حمام، کاروانسرا

و خانه های مسکونی قابل مشاهده است، که نشان از استمرار زندگی در دوره ی

اسلامی و مسلمان شدن عیلامیان شوش میباشد

در نهایت می توان گفت که تسلسل تاریخی، تمدن، فرهنگ، هنر و اداب ورسوم مردم سرزمین احواز نشان از آن یک حرکت سلسله وار و پویایی است که از قرن ها پیش اغاز گشته و علیرغم تمام موانع، در مسیر خود در حرکت است. در این مسیر پویا بارها این سرزمین توسط تمدنهای مختلف، قبایل و دولت های همجوار مورد هجوم قرار گرفته است و آخرین مورد آن اشغال این سرزمین توسط فارس ها در طی رژیم پهلوی ومیراث دار آن رژیم کنونی است ،لکن آنچه اهمیت دارد عدم تنازل وتسلیم  ملت احواز در برابر این حکومت هاست. علیرغم گذشت بیش از نه دهه از اشغال اخیر سرزمین احواز، و تلاش مضاعف رژیم های پیاپی فارسیسم به منظور حذف و آسیمیلاسیون کردن هویت مردم  این اقلیم، لکن مشاهده می گردد که  ارتباط فرهنگی بسیار نزدیکی بین مردم کهن عیلام و ملت کنونی احواز مشاهده می شود واین امر در نوع خود بی نظیر است و گواه این حقیقت تاریخی است که مردم کنونی احواز همانا بازماندگان ومیراث داران تمدن  کهن عیلامی هستند که برای آزادی سرزمین خود از دست دیگر تمدن ها وقبایل مبارزه نمودند. وبه تبع آن مردم کنونی احوازهمچون نیاکان عیلامی خود برای کسب آزادی خویش ناامید نخواهند شد.

خلاصه کتاب تمدن عیلام و مردم عرب خوزستان، اثر حسین فرج الله چعب

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن