مقالات

پیرامون دستگیریهای گسترده پس از اعتراضات

مقدمه

مبارزه ما با حکومت جنایتکار جمهوری اسلامی ، یک مبارز درازمدت و پر از فراز و نشیب است . این مبارزه ای است تا سرنگون ساختن حکومت و رسیدن به آزادی است تا در سایه این آزادی بتوان ملت الاحواز را متشکل ساخته و برای مرحله بعدی مبارزه که همان حق تعیین سرنوشت خود است ، آماده نمود . در این مسیر ما باید همه طرق و وسائل را بکار بگیریم و برای هر احتمالی آمادگی کسب کنیم . در شرایطی که اقتضای مبارزه مسالمت آمیز است ، باید مسالمت آمیز کار کنیم و در شرایطی که این شکل از مبارزه به بن بست برسد ، باید شکل دیگری از مبارزه که متناسب با شرایط است ، بکار بگیریم . طبیعی است که در این مبارزه و اشکال مختلف آن و همچنین در پی هر اعتراضی ، تعداد زیادی  از نیروهای مبارز و فعال و انبوهی از  مردم عادی و غیر فعال دستگیر و روانه بازداشتگاهها و شکنجه گاههای جمهوری اسلامی می شوند .

نیروهای امنیتی در جهت ضربه زدن به نیروهای مقاومت و فعال ، از شیوه های مختلفی استفاده می کند که عام ترین آنها :

  • شیوه مراقبت و نفوذ
  • شکار و سربه نیست کردن
  • تهاجم گسترده قبل و حین و بعد از هر اعتراضی

در این نوشته ما به اهداف نیروهای امنیتی از دستگیرهای  گسترده می پردازیم .

نیروهای امنیتی از این دستگیریهای گسترده ، دو هدف اصلی را دنبال می کنند .

  • هدف اولیه و آنی ، جلوگیری از پیوستن هر چه بیشتر مردم به اعتراضات تا مانع  گسترش آن شوند . در واقع هدف اولیه این است که مانع توده ای شدن اعتراضات و تبدیل آن به قیام می باشد .
  • هدف دوم که اساسی و استراتژیک است ، جلوگیری از شکستن رعب و وحشت موجود در جامعه و برقراری مجدد نظم پلیسی امنیتی از هم گسیخته شده  است . با این هدف حکومت به معترضین پیام می دهد که برای اعتراض کردن ، باید بهای سنگینی بپردازند .

در نقطه مقابل نیروهای فعال در داخل دو هدف اساسی را دنبال می کنند .

  • هدف استراتژیک و آن توده ای کردن مبارزه و گسترش شبکه های فعال در تمامی مناطق و از طریق آن دست یافتن به یک سازمان مبارز سراسری ، جهت هدایت و رهبری ملت می باشد .
  • هدف مرحله ای و آنی و آن ایجاد زمینه های شرکت مردم در اعتراضات و گسترش این مشارکت در جهت  شکستن  هر چه بیشتر دیوار ترس و اختناق است  .

بنابرین ، در یک طرف حکومت با تمام ارگان های سرکوب تلاش می کند مانع شکل گیری اعتراضات و توده ای شدن آن و تبدیل این اعتراضات  به قیام شود ، و از سوی دیگر نیروی مبارز قرار دارند که تدارک قیام می بیند و تلاش می کنند از هر فرصتی برای ایجاد زمینه های مناسب پیوستن هرچه بیشتر به اعتراضات را ، فراهم سازند .

تا اینجا اهداف هر دو طرف درگیر را فهمیدیم ، اکنون می خواهیم ببینیم این دستگیری ها در چند مرحله صورت می گیرد  و چگونه می توان در مقابل آنها مقاومت کرد تا مبارزه ادامه پیدا کرده و دشمن به اهداف خود نرسد .

دستگیری های گسترده حکومت در سه مرحله انجام می گیرد ؛

  • مرحله قبل از شروع ، در این مرحله نیروهای امنیتی غافلگیرانه به سراغ افراد شناخته شده می روند و آنها را دستگیر می کنند . این دستگیری ها بدین خاطر صورت می گیرد تا مانع شکل گیری اعتراضات شوند و یا در مینیمم ، شکل گیری  ارتباطات مجموعه ها را مختل ساخته  و علاوه بر ایجاد ترس و وحشت در نیروهای مبارز ، نیروی معترض و قیام کننده را از داشتن عناصر فعال خود ، محروم سازد و بدین وسیله بتواند مدت زمان اعتراضات را کاهش دهد  .

  • مرحله دوم دستگیری ها در زمان اعتراضات و اوج گیری آن صورت می گیرد . در این مرحله نیروهای امنیتی تلاش می کنند دو کار را همزمان با هم پیش ببرند . اول از همه ، نیروهای فعال در صحنه و رهبری کننده را در همان صحنه شناسایی کرده و دستگیر کنند تا توان اعتراضات پائین کشیده شود و نیروی اعتراض کننده بدون سر بماند و همزمان با آن دستگیری های گسترده را صورت بدهد تا اعتراضات شکسته شود .
  • مرحله سوم دستگیریها ، پس از فرونشاندن نسبی اعتراضات و با یورش شبانه یا صبح زود به خانه های نیروهای فعال که در تحقیقات اولیه اسامی آنها داده شده و یا اینکه از طریق دوربین ها و فیلم ها شناسایی شده ، صورت می گیرد .

اقداماتی که می توان در مقابله با هجوم نیروهای امنیتی بکار برد :

  • قبل از اعتراضات :

با توجه به اینکه اعتراضات نتیجه فعالیت های نیروی داخل است ، بخوبی می توان در زمینه خنثی کردن اهداف حکومت یک گام جلو بود . نیروی داخل ، قبل از نیروهای امنیتی ، زمان و مکان تظاهرات و اعتراضات را می داند .

بهمین دلیل اولین کاری که باید بکند ، حفظ عناصر فعال علنی  تا مقطع پس از فروکش شدن اعتراضات است . یعنی عناصر فعال علنی نباید در خانه یا جاهای شناخته شده بمانند و منتظر دستگیری آنها بوسیله نیروی امنیتی شوند . باید در عین داشتن رابطه فعال با بدنه تظاهرات و اعتراضات و عناصر فعال کمتر شناخته شده ، بتوانند در مکان های غیر آسیب پذیر منتقل شوند .

  • در حین تظاهرات و اعتراضات

عناصر رهبری کننده نباید به تنهایی در یک نقطه متمرکز شوند و مستمر باید جایشان را تغییر دهند . این کار مستلزم داشتن حلقه ای از بقیه است که حفاظت آنها را انجام بدهند . منظور از حفاظت ، یعنی در وهله اول مراقبت از یورش لباس شخصی ها و نفوذی ها جهت دستگیری و دیگری نحوه خارج کردن آنها از دسترسی نیروی امنیتی است .

  • دستگیری های بعد از فروکش شدن اعتراضات

در این مرحله نیروهای امنیتی به سراغ افرادی می روند که ، پیشتر ، شناخته شده هستند ، همچنین سراغ افراد دیگری می روند که ،  یا اسامی آنها بوسیله بوسیله افراد جاسوس داده شده است ، یا از طریق بازجویی و شکنجه نفرات دستگیر شده ، بدست می آورند و یا از طریق تصاویر و فیلم های گرفته شده از تظاهرات جمع آوری شده است . بهمین خاطر در این مدت که دستگیری ها اوج می گیرد ، نیروهای فعال که دستگیر نشده اند ، باید برای مدتی ، مخفی شده و از ظاهر شدن در ملاء عام  خود داری ورزند .

یکسری نقاط ضعف اساسی در مبارزات فعالین داخل وجود دارد که نیروهای امنیتی ازآن برای ضربه زدن استفاده می کنند . که به موارد چندی اشاره خواهیم کرد .

  • بدلیل اینکه فعالین درداخل ، اکثرا بشکل علنی فعالیت می کنند و یا در گذشته فعالیت شناخته شده داشته اند ، اسامی و اطلاعات مربوط به آنها ، کم و بیش در دست نیروهای امنیتی حکومت ایران است . این افراد بطور عام ، همیشه هدف اول کسب اطلاعات و رسیدن به مجموعه ها و افراد دیگر هستند . و بدلیل اینکه هدف دشمن رواج بی اعتمادی از یکطرف تا بتواند مانع از بسط و گسترش فعالیت ها بشود ، و از طرف دیگر حساسیت امنیتی را هم به حداقل اقل برساند تا بتوانند نیروهای خود را در صفوف فعالین نفوذ بدهد ، لازم است هوشیاری امنیتی را به حداکثر رسانده ، از ورود ” عناصر مشکوک ” جلوگیری نموده و از طرف دیگر در دام ” فضای بی اعتمادی نسبت به همدیگر ” که خواست دشمن است ، قرار نگیریم .
  • یکی دیگر از درز اطلاعات به نیروهای امنیتی ، مجموعه های اطلاع رسانی است . یکی از ابزار کار مهم فعالین در داخل ، مجموعه های واتسابی است که بسان شبکه های اجتماعی عمل می کنند که پایه های یک مقاومت می تواند روی آنها سوار شود . در این مجموعه های واتسابی بدلیل اینکه ضوابط امنیتی محکمی ندارد ، نیروهای امنیتی بسادگی می توانند در آنها عضو شوند . برای اینکه تا میزانی بتوان یک مجموعه را سالم نگه داشت ، قبل از هر چیز باید دید نفرات مشرف بر این مجموعه ، سالم هستند یا خیر . زیرا نیروهای امنیتی براحتی می توانند بوسیله عناصر خود ، مجموعه هایی را تشکیل بدهند و به کسب اطلاعات و شکار فعالین بپردازند . پس قبل از هر چیز باید به سلامتی خود مجموعه و عناصر مشرف بر آن پی برد .

در صورتیکه افراد مشرف ، سالم باشند ، ورود افراد دیگر به مجموعه باید تحت کنترل باشد . بطور معمول افرادیکه وارد یک مجموعه می شوند ، یا خود مسئول و مشرف بر مجموعه ، آنها را عضوگیری می کند و یا از طرف افرادیکه مشرف به آنها اعتماد کامل دارد معرفی شده و سپس وارد مجموعه مورد نظر می شوند. این حلقه اعتماد نباید گسترش پیدا کند ، یعنی وقتی مشرف به فردی بطور خاص اعتماد دارد و به او اجازه می دهد ، فرد دیگری را وارد کند ، نباید این اجازه را به فرد خارج این حلقه داد که او هم نفر معرفی کند ، مگر اینکه بعد از پروسه ای از کار و فعالیت و اعتماد متقابل بالا به همدیگر بخصوص به عضو جدید . این امر شاید در وهله اول از رشد و گسترش مجموعه واتسابی جلوگیری کند ، اما به استحکام آن کمک بیشتر خواهد نمود .

  • ضعف امنیتی در عضوگیری :

طبعا عضوگیری یکی از کارهای اساسی است که هر مجموعه باید انجام دهد . در پی هر اعتراض و تظاهرات و قیامی ، نیروی جدیدی وارد صحنه می شود که ضروری است با آن ارتباط برقرار کرده و آن را فعال کرد . اما این امر نباید بسادگی و بدون بررسی وضعیت فرد ، صورت بگیرد . زیرا دشمن هم می تواند از این شرایط برای نفوذ افراد خود به داخل مجموعه ها ، استفاده کند . برای این منظور باید در یک پروسه ای به شناخت عمیق تر از وی پرداخت .

  • قبل از هر چیز نباید به فرد جدید اعتماد مطلق کرد . نباید به او اطلاعات و معلوماتی که نیاز نیست بداند ، ارائه کرد . نباید به محیط دیگر دوستان که یک حلقه و مجموعه را تشکیل می دهند ، وارد کرد ، نباید به او اسم و آدرس مشخصی داد . و به اصطلاح نباید با او مثل یک عضو قدیمی و مورد اعتماد کامل ، تنظیم رابطه نمود .
  • باید تا مدتی که نیاز هست ، با او بشکل فردی ، رابطه را حفظ کرد . کار آگاهی بخش و در آوردن ابهامات و سئولات او در زمینه کار و مبارزه ، مهمترین بخش کار با وی است . در بخش فعالیت عملی مثل تظاهرات و اعتراضات و … او را فراخواند تا شرکت کند و او را در چندین تظاهرات و عمل مشابه چک کرد . و در این مدت رابط باید به دو نکته دقت بسیار کند ، اول و مهمتر از همه ، انگیزه های وی از شرکت در مبارزه و دیگری ، رفت و آمدهای وی و ارتباطاتش با دیگران .
  • بعد از اینکه از وضعیت فرد بطور کامل مطمئن شد ، می توان او را وارد مجموعه کرد .

  • نبود انضباط امنیتی شکل گیری

بطور مشخص ، ایجاد شبکه های واتسابی برای فعالیت و در جریان گذاشتن افراد کاربسیار مهم  و ضروری است . و این یعنی راه اندازی شبکه های فعال اجتماعی است که تداوم مبارزه را ممکن می سازد . اما این کار بایستی با رعایت مسائل امنیتی همراه باشد . یعنی در صورتیکه این اقدامات که پایه حداقل رعایت امور امنیتی است ، رعایت نشود ، ضربه به سادگی به مجموعه و مجموعه های در ارتباط وارد می شود . که به چند تا از آنها اشاره می کنم . برای این منظور بین مجموعه واتسابی عام و مجموعه خاص باید مرز امنیتی کشید . مسائل خاص ، فقط و فقط در همان مجموعه رهبری و فرماندهی مطرح ، بررسی و در نهایت تصمیم گیری شود .

مهمترین نکته در ضعف مجموعه های واتسابی ، به دستگاه فکری افراد بر می گردد . ساده انگاری و ساده سازی امور و عدم درک فرق بین فعالیت علنی و فعالیت مخفی در شرایط پلیسی ، افراد را وادار می کند که به مسائل امنیتی کمتر بها بدهند .

نکته دوم ، ارزش گذاری در مورد کمیت و کیفیت ، چه بسا مبهم باشد ، بدین معنی که کمیت و کثرت نفرات و جذب آنها در مرحله اول قرار می گیرد و کیفیت آنها در مرحله بعد . این امر باعث می شود که روی جزئیات و ریزه کاری ها ، کمتر تمرکز شود و نتوان افراد جدید را خوب و بدرستی غربال نمود . بهمین خاطر با وجود ضربات متعدد از طریق همین روش های نادرستِ شناخته شده ، باز اصرار به ادامه همین شیوه کار وجود دارد .

حال ببینیم دشمن چگونه با دستگیری های گسترده ، از همین شکاف و ضعف نهایت استفاده را می کند .

  • وقتی به دستگیری های وسیع دست می زند ، علاوه بر اینکه هدف ، متلاشی ساختن اعتراضات است ، اما در این میان ، دستگیری های نیروهای فعال را می پوشاند . بدین معنی که نمی گذارد مجموعه ها بفهمند که ضربه و دستگیری از کجا زده شده است .
  • بعد از مدتی برای مانور ، شروع به آزاد کردن دستگیر شدگانی می کند که هدف اصلی نبوده اند ، با این کار ، صحنه را بدست گرفته و نمایش آرام کردن صحنه را ایجاد می کند . و فشارهای داخلی و خارجی را از روی دوش خود بر می دارد .
  • از میان این تعداد آزاد شده ، با توجه به ضمانت هایی که می گیرد ، نفر می خرد . و دوباره وارد مجموعه ها می کند . و فعالین را در مقابل یک تصمیم گیری قرار می دهد ، آیا باید به این افراد اعتماد کرد ، یا با آنها وارد ارتباط شد ؟ و بدین شکل شک و بی اعتمادی نسبت به هم را افزایش می دهد .

در اینجا باید اشاره نمود که ، اعتماد به افراد آزاد شده نباید خدشه ببیند ولی باید نسبت به همه چیز با هوشیاری برخورد نمود .

در آخر و بعنوان نتیجه باید گفت ، ما در این مبارزه نیاز به یک نگاه تازه به شیوه های کاری در داخل داریم . یک نگاه که مسایل امنیتی را بدقت رعایت کند . تصور اینکه امور به همینگونه که هست ، پیش برود ، تصور کودکانه ای است . زمانی می رسد که با گروههای ترور و آدم ربا مواجه می شویم که نیروی شناخته شده و بی حفاظ را هدف خود قرار می دهد . و باید از هم اکنون با نگرش جدید به کار سازمان دهی خود و مجموعه های خود به استقبال این روز برویم .

عبدالخالق جرفی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن